گپ های مشاوره ای
یادمان باشد مشاوره در درجه اول فرایندی پیشگیرانه است و بعد درمان پس سعی کنیم از بروز مسئله جلوگیری کنیم. به ما اعتماد کنید 
گالری تصاویر

* سیر تحولی نظریه انتخاب: گلاسر با این باور کارش را شروع کرد که درمان های رایج سلامت روان موثر نبوده اند و از این بابت اقدام به ایجاد واقعیت درمانی کرد. زمانی که بیشتر در کارش پیشرفت کرد برای اینکه موافقت دیگر متتخصصان را بدست آورد می بایست به تشریح چگونگی کار واقعیت درمانی می پرداخت ( هووات،‌1997).
واقعیت درمانی روشی مبتنی بر " انجام دادن " است و در آن تلاش بر این است که از طریق ارضاء تصاویر دنیای کیفی نیازها را برآورده کرد. درمان گر به همراه مراجع برنامه ای قابل حصول و دارای مراحل مثبت ایجاد خواهد کرد که در ابتدا او را در جهت ارضاء کردن نیاز قرار می دهد." رازهای زیادی در برنامه وجود دارد؛ معنی کنترل در آن وجود دارد و برنامه همان چیزی است که شما می توانید آنرا انجام دهید نه آنچه که او می تواند انجام دهد " ( گلاسر،‌1998 به نقل از سانسون،‌2005).
صرفنظر از اینکه تشخیص اختلال چه چیزی باشد مهربانی، ‌حمایت،‌ دلسوزی و تقویت انواع ابزارهای واقعیت درمانی هستند. در واقعیت درمانی درگیری بالای فرد مورد نیاز است و هرگونه سلب مسوولیت از رفتار مطرود است و فرصت یادگیری راه حل های بهتر برای اداره بهتر رفتار در رویارویی با واقعیت فراهم می شود ( بارنس و پریش، 2006). هدف واقعیت درمانی اینست که روشن سازد چه نوع رفتاری می تواند بازده ای تولید کند که بهتر در برآوردن نیازهای شخصی بینجامد ( یانیگر،‌2003).
همچنین واقعیت درمانگر سوالاتی را خواهد پرسید تا ادراکات و خواسته های مراجع را کشف کند. این سوالات عبارتند از:
W: خواسته ها و ادراکات مراجع چه چیزهایی هستند؟
D: مراجع در حال حاضر در حوزه انجام دادن،‌ فکر کردن، ‌احساس کردن و فیزیولو‍ژی چه می کند؟
E: مراجع چگونه به انجام کارهایی می پردازد که او را دورتر یا نزدیک تر به خواسته هایش می کند؟
P: برنامه ریزی برای تغییر چگونه باید باشد؟ ( سامرز – فلانگان و سامرز – فلانگان،‌2004).
مشخصه واقعیت درمانی شامل مشاهدات و بازخورد معطوف به چگونگی تسهیل سازی دنیای کیفی، سطح تعهد و منبع کنترل از طرف درمانگر (W)،‌ کلیت رفتار(D)،‌ خود ارزشیابی بسیار معنادار ( E) و برنامه ریزی موثر ( P) است (ووبلدینگ و بریکل،‌2004).
گلاسر بعد از مرور کارهای ویلیام پاورز، در سال 1972 " کنترل درمانی " را بنیان گذاشت اگرچه این شیوه درمانی در سال 1984 شناخته شد. او اعتقاد داشت که کنترل درمانی شروع خوبی بود زیرا چهارچوبی برای کاربرد واقعیت درمانی فراهم می نمود. او بعد از 14 سال آموزش این عقیده نامش را به " نظریه انتخاب " تغییر داد. استدلالش برای تغییر نام همخوانی پایین آن با این اصل راهنمایی انسان ها بود که به سال 1964 بر می گشت: "این عقیده که انسان ها حق انتخاب دارند " ( هووات،2001).
گلاسر در صدد است در نظریه روان درمانی خود تا آنجا که امکان دارد میزان مسئولیت انسان را در قبال رفتار خویش افزایش دهد. نظریه کنترل در این راستا او را راضی نمی کند زیرا کنترل نتیجه یک فرایند بازخوردی شبیه به آنچه در سازه های مکانیکی یا زیستی رخ می دهد، است بدون آنکه سامانه موجود از خود مسئولیت داشته باشد. در یک نظام کنترل مکانیکی یا زیستی " سامانه " رفتار خود را کنترل نمی کند بلکه سلسله محرک های رفت و برگشتی بدون خواست و اراده او رفتارش را شکل می دهد. گلاسر می خواست فراتر از این برود، بنابراین نظریه انتخاب را مطرح ساخت. مطابق این دیدگاه کنترل انسان بر رفتار خود یک کنترل آگاهانه است به طوری که خودش " رفتار کلی " {کلیت رفتار } خود را انتخاب می کند و خودش مسئول انتخاب های خویش است. انسان خواسته ها، انتظارات، افکار، عقاید و اعمال خود را طوری انتخاب می کند که بتواند بهترین و خوشایند ترین حالت را در خویش ایجاد کند. رفتار نتیجه انتخاب انسان است ( گلاسر، 2000، 2001 به نقل از فرح بخش ،1383).
نظریه انتخاب در سال 1998 توسط ویلیام گلاسر ( با بسط کار اولیه اش که کنترل درمانی است ) پایه ریزی گردید و در آن بر 5 نیاز اساسی انسان ( بقاء، عشق و تعلق، قدرت، آزادی و تفریح ) تاکید شده است که انگیزش تمام انسان ها از آن نشات می گیرد. این نیازها درونی، جهان شمول، پویا و در همخوانی با هم می باشند. در نظریه انتخاب اعتقاد براین است که ما برانگیخته می شویم تا از طریق بنیان نهادن " دنیای کیفی " ویژه خودمان به ارضای این نیازها بپردازیم.
دنیای کیفی دربرگیرنده انسان های مورد علاقه ، عقاید و " خواسته هایمان " است. انجام دادن یعنی تمام آن رفتار هایی که از ما سر می زند و معمولا این انجام دادن ها هدفمند می باشند. درهر صورت وقتی تفاوت ادراک شده ای میان آنچه که بدست آوردیم وآنچه که می خواهیم وجود داشت، تلاش می کنیم تا با نزدیک تر شدن به ارضای نیازهایمان و رسیدن به خواسته هایمان این " ناکامی " را به حداقل برسانیم یا حذف کنیم ( تریگوناکی، 2002).
دنیای کیفی از برداشت هایی از مردم،‌ موقعیات و چیزهایی که مثبت هستند ساخته شده است. این برداشت ها و تصورات برای فرد بسیار در ارتباط با برآوردن نیاز است. معمولا نیازهای ما به شکل تصاویر تداعی می شوند و این تصاویر بیانگر زندگی توام با ارضای نیاز است که ما دوست داریم چنین زندگی ای را تجربه نماییم ( سوهن،‌2004).
اما رفتارهای ویژه ای که هر فرد انتخاب خواهد کرد تا به ارضای نیازهای اساسی نایل شود به نسبت هر فرد بی نظیر است ( لوید،‌2005).
یکی دیگر از مفاهیم نظریه انتخاب این است که " کلیت رفتار" دربرگیرنده همه رفتارهای انسان است. کلیت رفتار شامل چهار بخش جدا اما در ارتباط با هم است که عبارتند از: انجام دادن، فکر کردن،‌احساس کردن و فیزیولوژی (احساسات فیزیولوژیکی). این چهار بخش مثل چهار چرخ یک ماشین هستند که انجام دادن و فکر کردن چرخ های جلوی آن هستند و ما همیشه بر این دو چرخ کنترل مستقیم داریم زیرا بر آنچه انتخاب می کنیم که انجام دهیم و فکر کنیم کنترل مستقیم داریم. هیچکس نمی تواند ما را مجبور به انجام دادن و فکر کردن کاری کند که خودمان نمی خواهیم بلکه ما در جهت کلیت ماشین رفتار خودمان هستیم ( موترن و موترن،‌2006).
انسان ها می توانند با انتخاب کردن راه های موثر و مناسب برای نیل به تفریح، ‌قدرت،‌ آزادی،‌ عشق و تعلق موقعیات بهتری خلق کنند ( دوناتو، 2004).
رفتار شدیدا آشفته عاطفی بهترین انتخابی است که یک فرد توانسته برای رسیدن به اهداف و ارضای نیازهای خود انتخاب کند. به نظر گلاسر آنچه در روانپزشکی سنتی بیماری روانی نامیده می شود انتخاب نامناسب، انتخاب رفتار غیر موثر و ناکافی است که به وسیله آن می خواهد نیازهای خود را ارضاء کند( گلاسر، 2000،2001 به نقل از فرح بخش 1383).
گلاسر خاطر نشان ساخت: "آنچه به عنوان بیماری روانی خوانده می شود در حقیقت شامل صدها راهی است که انسان ها هنگام عاجز ماندن در ارضای نیازهای اساسی ژنتیکی خود انتخاب می کنند تا رفتار کنند ( پیترسن، 2005). گلاسر ( b2005) بر اثربخشی ایجاد روابط به عنوان جایگزین داروهای روان پزشکی تاکید دارد. بسیاری از مردم احساس می کنند که داروها می تواند آنها را کمک کند اما طبق نظر گلاسر داروهای روان پزشکی نه تنها می تواند به مغز آسیب رساند بلکه آنها را به این برداشت رهنمون می کند که نیروهای بیرونی برای بهبودی سلامت روان نیاز است. گلاسر بارها خاطر نشان ساخت که نظریه انتخاب و واقعیت درمانی نظام کنترل درونی را شکل می دهند ( c2005)؛ همچنانکه قبلا خاطر نشان ساخت نظریه انتخاب یک نظام کنترل درونی است و چرایی و چگونگی انتخاب گزینه هایی که جهت زندگی ما را تعیین می کنند را تشریح می کند ( ووبلدینگ،‌2006).
زمانی که انسان رفتارهای کارآمد تر و مفید تری را برای ارضاء نیاز خود انتخاب کند علائم به سرعت برطرف می گردند. او به طور فراوان از اصطلاح " ارتباط بد " برای توصیف روابطی استفاده می کند که در آن رفتارهای غیرموثر و ناکارآمد اعمال می گردد. در این ارتباط بد، فرد رفتار مخرب و دردسرزایی را انتخاب می کند که عموما بیماری روانی، جرم، اعتیاد و تعارض زناشویی نامیده می شود. نظریه انتخاب می گوید 99 درصد کسانی که با دیگران مشکل دارند از یک عقیده باستانی یا عوامانه استفاده می کنند که همان روان شناسی کنترل بیرونی است ( گلاسر 2000، 2001 به نقل از فرح بخش، 1383).
توصیف گلاسر از رفتار بیش از آنکه رفتارگرایانه باشد، ‌انسان گرایانه است و او از پنج نیاز اساسی برای توصیف چگونگی رفتار ما استفاده می کند ( مالونی،‌2002).
ویلیام گلاسر به ما می آموزد که انگیزش رفتار انسان درونی است و به توسط تکانه هایی می باشد که ریشه در ساختار ژنتیکی دارند و سعادت انسان به طور بسیار زیادی به چگونگی اداره همین تکانه ها وابسته است. این بیانی فرافیزیکی درباره ماهیت انسان است( اسکین، 2002).

بقیه در ادامه مطلب................

 


انسان ها تنها بعد از ایجاد ارزشیابی معنادار و درونی اثربخش نظام کنترل یا نظام انتخاب خودشان می توانند رفتار را تغییر دهند ( ووبلدینگ و همکاران،‌2001).
گلاسر بیشتر به این مبحث می پردازد که تمام مشکلات در زمان حال قرار دارند. به عنوان مثال یک فردی که مورد سوء استفاده قرار گرفته است ممکن است که به علت گذشته ناگوارش به طور متفاوتی در زمان حال رفتار کند اما او هنوز به طور کامل توانایی انجام آن را از دست نداده است. گذشته – مورد سوء استفاده قرار گرفتن، طرد شدن و نادیده گرفته شدن – مساله مورد نظر نیست. این بدین معناست که جستجوی در تجارب اولیه می تواند مطرح باشد اما ارتباط کمی با حل مساله فعلی دارد. گلاسر تاکید دارد که هسته تمام مسائل فعلی، مسائل ارتباطی هستند. به عنوان مثال اگر مراجع رابطه ضعیفی با مشاور داشته باشد جلسه مشاوره سودمندی چندانی نخواهد داشت( مارشال و همکاران، 2004). در نظریه انتخاب اساسا اعتقاد بر این است که تنها خود فرد می تواند کاری برای خودش انجام دهد و هیچکس بدون اجازه او نمی تواند چنین کاری کند( جونز و پریش، 2005) .
نظریه انتخاب در مشاوره ( ووبلدینگ،‌2000)،‌ مدیریت ( ووبلدینگ،‌1996)،‌ آموزش ( گلاسر،‌2000)،‌ مطالعات بین فرهنگی (‌ووبلدینگ و همکاران،‌2004) و روابط ( گلاسر،‌1998) کاربردهای موثری داشته است ( ووبلدینگ،‌2006).

منابع:


- فرح بخش، کیومرث. (1383). مقایسه میزان اثربخشی فنون زوج درمانی نظریه الیس و گلاسر و ترکیبی از آن دو در


کاهش تعارض های زناشویی. پایان نامه دکتری تخصصی (PHD). دانشگاه علامه طبابایی.




- Barness, R and Parish, T, S. (2006). “ Drugs ” Versus “ Reality Therapy “.

International Journal of Reality Therapy, Vol. VXXV, number2.


- Donato, T. (2004). MAITENANCE FOR THE CT/RT STUDENTS IN THE

CLASSROOM. International journal of reality therapy, Vol. XXIV,number1.


- Jones, L, C & Parish, T, S. (2005). Ritalin Vs. Choice Theory and Reality Therapy.

International Journal of Reality Therapy. Vol, XXV, Number 1.


- Howatt,W,A. (1997). Organizing behaviors using the active choice box. International

Journal of Reality Therapy. Vol 16 (2) (69-74)


- Howatt,W,A. (2001). The Evolution of Reality Therapy to Choice Theory. International

Journal of Reality Therapy. Vol XXV, Number 1.


- Loyd, B, D.(2005). The Effects of Reality Therapy/Choice Theory Principles on High

School Student’s Perception of Need Satisfaction and Behavioral Change. International

Journal of Reality Therapy, Vol. XXV, number1.


- Malone, Y. (2002). Social Cognitive Theory and Choice Theory: A Compability Analysis.

International Journal of Reality Therapy, Vol. XXII, number, 1.


- Marshal, M, Weisner, K, Lou Cebula, M . ( 2004). Using a Discipline System to

Promote Learning. International Journal of Reality Therapy. Vol. XXIV, Number 1 .


- Mottern, A and Mottern, R. (2006). CHOOSE WEALTH: A Choice Theory Based

Financial Management Program. International Journal of Reality Therapy, Vol. XXV,

Number 2.


- Petersen, M, J and Thomson, L, C. (2005). Perceptual Differences Between Adults and

Adolescents on Meeting Their Need for Love. International Journal of Reality Therapy,

Vol. XXV, number 1.


- Petersen, S.(2005). Reality Therapy and Individual or Adlerian Psychology:

A Comparison. International Journal of Reality Therapy. Vol, XXIV, Number 2.


- Sansone, D. (2005). Morita Therapy and Constructive Living: Choice Theory and

Reality Therapy’s Eastern Family. International Journal of Reality Therapy, Vol. XXV,

number 1.


- Skeen, J, W. (2002). Choice Theory, Virtue Ethics, and Sixth Need. International Journal

of Reality Therapy. Vol, XXII, Number 1.

- Sohn, S. (2004). Quality World Awareness: Placing People Into the Quality World.

International Journal of Reality Therapy, Vol. XXII, number 2.


- Sommers – Flangan , J and Sommers – Flangan, R. (2004). Counseling and

Psychotherapy Theories in Context and Practice Skills, Strategies and Techniques. New

Jersy: John Wiley and Sons.


- Trigonaki, N. (2002). Parents of Children with Autism and Five Basic Needs.

International Journal of Reality Therapy, Vol. XXI, number 2.


- Wubbolding, R,E.(2006). The Evolution of Psychotherapy: A Conference of Inner


Control. International Journal of Reality Therapy, Vol. XXIV,number2.


- Wubbolding, R,E.(2006). The Power of Belonging. International Journal of Reality

Therapy, Vol. XXIV,number2.


- Wubbolding, R, E. Brickel, J. (2004). Role Play and the Art of Teaching Choice Theory/

Reality Therapy and Lead Mnagement. International Journal of Reality Therapy, Vol.

XXII, number 2.


- Wubbolding, R, E. Brickel, J, Loi, I. (2006). The Why and How of Self - Evaluation.

International Journal of Reality Therapy, Vol. XXI, number 1.


- Yaniger, B. (2003). Self-Evaluation of Quality Choice in Reality Therapy. International

Journal of Reality Therapy, Vol. XXII, number 2.

 

[ پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل هستم . سرگروه و مدرس آموزش و پرورش و دارنده مجوز خدمات کلینیکی به شماره 13103 از سازمان بهزیستی .................................................. مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان