گپ های مشاوره ای
یادمان باشد مشاوره در درجه اول فرایندی پیشگیرانه است و بعد درمان پس سعی کنیم از بروز مسئله جلوگیری کنیم. به ما اعتماد کنید 
گالری تصاویر

مقدمه
گشتالت درمانی یکی ازروشهای مشاوره است که فردریک پرزوهمسرش لورا آن راارائه دادند.پرزدریک خانواده یهودی متولدشد،وی بعدازاخذدرجه دکترای طب باسمت دستیارباکرت گلدشتاین وپل شیلدردرمؤسسات روانکاوی درمقام روانکاوکارمی کرد. اوازطریق تماسهای خود باورتایمر،تیلیچ،گلدشتاین، بیوبرو دیگر
صاحبنظران مجمع علمی وحرفه ای آلمان درسالهای دهه بیست وسی قرن بیستم میلادی موفق شدمقدمات گشتالت درمانی(Gestalt Therapy)راتدوین کند.
تعریف گشتالت درمانی:
آنچه که بنام گشتالت درمانی معروف شده است چیزتازه ای نیست،بلکه سازماندهی جدیدی است ازافکاری که ازقدیم الایام درزمینه های مختلف وجودداشته است.
به نظرمی رسدکه پرزدرتدوین نظریات خودازسه حوزه فکری خاص ومستقل تأثیرپذیرفته است که عبارتنداز:مکتب اصالت وجود،پدیدارشناسی اروپایی وروانشناسی گشتالت.درمکتب اصالت وجود،برتجارب زمان حال فرد،درروانشناسی گشتالت برادراک وکلی نگری ودرپدیدارشناسی برادراک فردازواقعیت تأکیدمی شود.درحالی که درگشتالت درمانی ضمن توجه به اهمیت تجربه،ادراک فردازهستی خوددرزمان حال برارگانیزم به عنوان یک کل،همچنین چگونگی ارتباط ارگانیزم بامحیط وچگونگی کسب تجربه ازجانب فردتأکیدمی شود(به عبارت دیگرتأکیدپرزرادراک وکل نگری وچگونگی واکنش فرددرمقابل پدیدها تأثیری است که پرزازمکاتب اصالت وجود،پدیدارشناسی وروانشناسی گشتالت گرفته است.درروانشناسی اصالت وجودتأکیدبرآن است که فرددرزمان حال چه تجربه ای دارد،درحالی که درگشتالت درمانی ضمن پذیرش اهمیت تجربه تأکیدبرآن است که فرددرزمان حال هستیش راچگونه درک می کند.تأکیدبرارگانیزم به مثابه یک کل وهمین طورتأکیدبرارتباط ارگانیزم بامحیط وفرایندتجربه فردازمفاهیم اساسی تفکرگشتالتی ومکتب اصالت وجوداست).
روانشناسی گشتالت که به منزله نظریه ای درزمینه ادراک بوجودآمدبرروابط متقابل میان شکل شیءوزمینه آن وفرایندهای ادراکی تأکیدداشت وواکنشی بودنسبت به شیوهای اجزانگرانه ای که سعی می کردندادراک وفرایندهای ذهنی را ازراه تجزیه آنها به اجزاویا به محتویات ذهنی مطالعه کنند. ازآغازگران نهضت روانشناسی گشتالت می توان ازورتایمر،کافکاوکهلرنام برد.
گشتالت درمانی برافکارواحساسات وبرداشت فردازدنیادرزمان حال تمرکزداردوبه گذشته فردتوجهی ندارد.دراین روش بیش ازاین که به گفتگوهای انتزاعی درموردوقایع وموقعیتهای مختلف توجه شودبرایجادزمینه برای تجربةمستقیم تأکیدمی شود.درگشتالت درمانی درمانگربه مراجع کمک می کندکه رفتارهای اجتنابی رابه سطح آگاهی بیاوردتابدین وسیله حالت تعادل درفردایجادشود،زیراهنگامی که فردازامیال،تحریکات وعواطف نخواسته خودمطلع شودمی تواندبامحیط تعادل مناسبتری داشته باشد.

مابقی مطلب را در اداه بخوانید


توجه به زمان ومکان موجود(حال)وایجادحداکثرآگاهی،اساس گشتالت درمانی است.فردپس ازکسب آگاهی قادرخواهدبودبه کمک اصول گشتالت رابطة بین مشکل وزمینه را وسعت بخشد وموقعیتهای ناتمام راتشخیص داده ودرصدداصلاح آن برآید.منظورازموقعیتهای ناتمام نیازهای ارضانشده ای است که معمولاًفشارروانی زیادی برفردواردمی کنندورفتاراوراتحت تأثیرقرارمی دهند(کری،1996).
درگشتالت درمانی به مسائلی نظیراینکه فردچگونه بدان حالت درآمده است،یادلیل انجام کارهایش چه بوده است ویافرداچه خواهدکردوچه پیش خواهدآمدتوجهی نمی شود.معمولاً گشتالت درمانی به تمرکزدرمانی نیزمعروف است.
هدف گشتالت درمانی:هدف اصلی گشتالت درمانی رشدآگاهی ومسئولیت پذیری مراجع است.آگاهی عبارت است ازکسب دانش نسبت به محیط،یعنی اینکه هرچه فردبیشتربامحیط واقعی خوددرتماس وتعامل طبیعی قرارگیرد.
شناخت خود،که آگاهی ازهمان نیازهای ارضانشده است که بررفتارفردتأثیرمی گذارد.پذیرش وتوانایی برقراری ارتباط بامحیط ودیگران.
بدون کسب آگاهی مراجع قادربه تغییرشخصیت خودنخواهدبود.ازطریق کسب آگاهی مراجع ظرفیت مواجهه بااحساسات وعواطف انکارشدةخودراپیدامی کندودرمی یابدکه موجودمستقلی است ونیازی به وابستگی به دیگران ندارد.گشتالت درمانی به مراجع کمک می کندموانع وسدهاراازسرراه(شدن)فردبردارد تافردازحمایتهای محیطی به حمایتهای شخصی یعنی استعدادهای درونی که همان بلوغ است برسدوباکشف زندگی رشدکندوسپس به بلوغ شخصی برسد.درواقع گشتالت درمانی سعی می کندکه فردآن چیزی بشودکه هست ، زمانی که فرد به بلوغ شخصی(فردی) دست
یافت می تواندشکافهای موجوددرزندگی خودراشناخته وشیوةپرکردن آنهارابیاموزدودرجهت ایجادوحدت ویکپارچگیدر زندگی خودگام بردارد.بطورکلی می توان گفت هدف غایی گشتالت درمانی برقراری تعادل مطلوب درارگانیزم است(جاکوبس ویونتف).
هدفهای اصلی گشتالت درمانی،توانمندکردن مراجع درجهت نیل به یکپارچه ترشدن،آگاهترشدن وآزادشدن برای تجربه کردن ودرنتیجه به فعل درآوردن توانایی های بالقوه مراجع است واساس تمام هدفهای گشتالت درمانی کسب آگاهی است.
فرآیندمشاوره ای درمان گشتالتی:
به نظرزینکردرفرآیندمشاوره ای گشتالتی انتظارمی رودکه:
1.آگاهی مراجع نسبت به خودافزایش یابد،که این آگاهی ازطریق تماس بامحیط،احساس نیروهای متضاد،توجه وتمرکزکردن حواس بریک موضوع،بالابردن احساس بدنی،گوش دادن به توصیفهای کلامی و… حاصل می شود.
2.مراجع بتدریج مسئولیت تجارب خودرابه عهده بگیردودیگران رامسئول تفکرات احساسات واعمال خودنداند.
3.مهارتهاوارزشهای موردنیازبه منظورپاسخگویی به نیازهای خودرابدون تعدی به حقوق دیگران رشددهد.
4.نسبت به احساسات خودآگاهی کسب کند.
5.پس ازپذیرش مسئولیت اعمال خودپیامدهای آن رانیزبپذیردوبرای هریک ازرفتارهایش اعلام قبول مسئولیت کند.
6.تلاش کندکه بجای حمایتهای بیرونی به حمایتهای درونی متکی باشد.
7.بتواندازدیگران کمک بخواهدوبه دیگران نیزیاری رساند.
دررویکردگشتالت درمانی،خودشناسی تنهاازطریق درون نگری حاصل نمی شودبلکه درعمل بدست می آید.توجه به یک موضوع،تشخیص وجوه تمایزوتشابه موضوعهای مختلف ،به تجربه درآوردن عواطف،توصیف کلامی،بررسی رفتارهای نادرست و… به رشدآگاهی می انجامدکه همان آگاهی ازخوداست.
کل فرآیندروان درمانی مرکب ازسه فرآیندجزئی تراست.یکی خودفرآینددرمان است که همان رابطه مراجع ودرمانگراست.دیگری فرآینددرون بیماراست که بوسیله علامت ونشانه های مرضی نشان داده می شودوسومی فرآینددرون درمانگراست که به فرآیندمرضی بیمارپاسخ می دهد.فرآینددرمان یارابطه مراجع ودرمانگرتنهافرآیندی است که نمی تواندوجودنداشته باشد،بنابراین ازاهمیت فوق العاده ای برخورداراست.
به نظریونتف اگرچه درمانگردرفرآیندمشاوره به راهنمایی مراجع،ارائه تجربه ومشاهده می پردازدولی فعالیت اصلی مشاوره بعهدةمراجع است.یونتف تأکیدداردوظیفةدرمانگرایجادفضایی مناسب است که شیوهای جدید«بودن»رابه مراجع بشناساند.درمانگرگشتالتی بایدتوجه زیادی به حرکات بدنی مراجع داشته باشد،زیرانشانه های غیرکلامی اطلاعات بسیاری رادرزمینةاحساسات مراجع ابراز می دارد.صدا،حرکات،ژستهاوسایرنشانه هابیانگراحساسات واقعی مراجع هستند.علاوه براین مشاوةگشتالتی بررابطه بین الگوهای زبانی وشخصیت نیزتأکیدبسیارمی شود.الگوهای زبانی مراجع اغلب بیانگراحساسات،تفکرات ونگرشهای اوهستند.درواقع یک مشاورخوب درسخنان بی معنای مراجع دقت نمی کند،بلکه به شکل ظاهری کلمات مراجع می نگرد.
مشاوردرجریان درمان کاملاً فعال است وباقدرت واعتمادبه نفس عمل می کند،ولی ازقدرت به منظوررضای خاطرخویش استفاده نمی کندروی این اصل اشخاص محتاط،محافظه کاروکسانی که ترجیح می دهندرفتارشان فقط مبتنی برانعکاس مطلبی باشدکه مراجع اظهارداشته است وهمینطورافرادی که به تجربیات خودشان آگاه نیستند،نمی توانندبه شیوه گشتالتی انجام وظیفه کنند.درگشتالت درمانی ازتشخیص وبرچسب زدن استفاده نمی شودزیراتشخیص فرارازمشارکت درفرآیندفعال ارتباط مشاورومراجع محسوب می شود.
مشاورگشتالتی همه آن چیزهایی راکه درشخص جریان دارددقیقاًموردتوجه قرارمی دهد،یعنی هرآنچه راکه مراجع فکرمی کند،احساس می کند،انجام می دهد،بخاطرمی آورد ویابا اعضای حسی خوددریافت می کندوتمام اینهارابه منزلةداده های رفتاری درنظر می گیردتابتواندبه رویدادهای تجربی برحسب واژهای کاربردی اشاره بکندواصولی رابرای تغییرآنهاپیشنهادکند.درگشتالت درمانی مشاورازواژه«چرا» احترازمی کندبه این دلیل که فقط موجب دلیل تراشی می شودوبه فهم ودرک مشکل اصلی نمی انجامد،درصورتی که استفاده ازواژه«چگونه»موجب شناسایی رفتاروتمام وقایع جریان درمان می شود.سئوالاتی ازقبیل«اکنون چگونه نشسته ای؟»و«اکنون چگونه حرف می زنی؟»و«داری بادست راستت چه می کنی؟»ویا«اکنون صدایت چگونه است؟»به مراجع کمک می کندکه آن چیزی بشودکه هست نه آنکه چیزی بشودکه نیست ولی آرزو دارد باشد.
مشاورگشتالتی درصددایجادآرامش خاطر،حس آزادی،انعطاف پذیری درارتباط بادیگران کمک گرفتن ازنیروهای درونی برای حل مشکلات وخلاقیت درمراجع است.فردی که به عنوان مراجع به مشاورمراجعه می کنددرصددتعالی بخشیدن ارزشهای خوداست وبه بهبودکیفیت ارتباطی خود بادیگران می اندیشد.بدین منظورمراجع بایدرفتارها واعمالی راکه درصدد تغییر آن است مشخص کند،سپس با کمک مشاوربه آزمودن تجارب مختلف بپردازدونسبت به نادرستی رفتار خودآگاهی کسب کند.درطی فرآیند مشاوره،مراجع بایدبتواند توجه خودرا ازحمایتهای محیطی به سوی حمایتهای شخصی معطوف داردوزمینةبلوغ فکری رابرای خود مهیا سازد.تعامل بامحیط،آزمایش تجربه وآگاهی ازاصول مهم گشتالت درمانی هستند.
به نظرپرز دربرخورد بامراجع باید تلاش کردتا فهمیداواز چه چیزاجتناب می ورزد.پس موقعیتی فراهم کردکه مراجع بتوانداحساسات وعواطف خودراتجربه کندوازاجتناب بپرهیزد.مراجع بایدبه آنچه درزمان حال تجربه می کندوچگونگی وقوع اجتناب درتجارب اینجا واکنون آگاهی یابد.بنابراین درمانگرباید مراجع راوادار کندکه ازحالت تنگنا ومعذوریت بگذرد،یعنی کاملاًبا آن درگیرشودبه طوری که بتوانداستعدادهای بالقوةخودش رارشدوتوسعه دهد،این کار ازطریق فراهم آوردن موقعیتهایی که مراجع ازطریق آن بتواند حالت تنگنا راتجربه کند.سپس ازطریق ناکام کردن اوانجام می گیرد،یعنی بعد ازفراهم آوردن موقعیتها بیماررا ناکام می کنیم تاباسدهاوموانع خودش وباشیوه اجتناب خویش رودررو قرار گیرد.
پولسترسه مرحله رادر فرآیند مشاوره مشخص کرده است:
1.مرحلة اکتشاف: مراجع بینش واقع گرایانه وجدیددربارةخودو موقعیت خودکسب می کند.
2.مرحلة انطباق:این مرحله مستلزم شناخت مراجع نسبت به قدرت انتخاب خوداست.مراجع رفتارهای جدیدی را درمحیط حمایتی نشان می دهدوسپس این رفتارهارا به تمام موقعیتهای دیگرگسترش می دهد،درابتدا انتخاب مناسب ازجانب مراجع ممکن است ناشیانه صورت گیرد،ولی حمایت مشاوربه تدریج مهارتهای لازم رادر انطباق با مسائل ومشکلات درموقعیتهای مختلف کسب می کند.درفرآیندمشاوره،مشاور دریک سیستم حمایتی،مراجع رابه عمل و
کسب تجربه باشیوهای جایگزینی ومناسب تشویق می کند.
3.مرحلةجذب:این مرحله مستلزم این است که مراجع چگونگی تأثرگذاری برمحیط رایادبگیرد.دراین صورت مراجع احساس می کندظرفیت وتوانایی مواجه شدن بامسائل ومشکلات زندگی رادارد.دراین مرحله مراجع یادمی گیردکه چگونه شانس دریافت آنچه راکه ازمحیط نیاز داردبه حداکثربرساند.
درفرآیند مشاوره تمرین وتجربه ازاهمیت بسیاری برخوردارند.تمرین عبارت است ازبه کارگیری تکنیکهایی که مراجع رابرای مواجه با هیجانات خاص نظیر خشم آماده می سازد.تجربه نیز براثرتعامل بین مشاورومراجع ایجاد می شود.تجربه ویادگیری اساس یادگیری تجربی هستند.
زینکر جلسات درمان رابه عنوان مجموعه ای ازتجارب تلقی می کندکه راه رابرای یادگیری تجربی مراجع بازمی کنند.به نظریونتف(1993)درگشتالت درمانی تجربه پیش ازاین که به عنوان یک تکنیک درنظر گرفته شود جزءلاینکف فرآینددرمان است.
علی رغم این که یادگیری زمینه رابرای ایجاد تجربه مهیا می کند،تجربه فرآیندی مشترک است که مشارکت فعال مراجع رامی طلبد.تجربه شیوه ای است برای ازسرخارج کردن تعارض های درونی مراجع وکمک به اوبرای به کارگیری این تجارب درمحیط زندگی خود.تجربه مراجع راتشویق می کندکه داوطلبانه ومبتکرانه از
توانایی هاوامکانات خود درجلسات درمان استفاده کند.تجربه های مشاوره گشتالتی اشکال گوناگونی دارد:
تصور موقعیتی تهدید کننده،گفتگوبین مراجع وفردی که برای اواز اهمیت برخوردار است،بیان خاطرات ووقایع دردناک زندگی، تجسم کردن تجربه های خاص زمان حال،ایفای نقش،تمرکزروی ژست ها،حالات بدنی وسایرعلائم غیرکلامی که بیانگرحالات درونی هستندوگفتگوبین جنبه های متعارض درون فرد.درخلال این تجربها مراجع احساسات همراه باتعارض هاراتجربه می کند(پولستر).
برای اینکه درفرآیندمشاوره تجارب گشتالتی مفیدواقع شوندبایدموارد
زیررعایت شود:
1.مشاورمی بایست درموردزمان وملاک پایان درمان شناخت کافی داشته باشد.
2.برای اینکه مراجع ازتجارب ایجاد شده بیشترین سودراببرد،مشاورباید دقت کافی درانتخاب زمان ایجاد تجربه داشته باشد.
3.ماهیت تجربه به مشکلات فردوآنچه فرد تجربه می کندبستگی دارد.
4.هنگامی که مشاور به فرهنگ مراجع توجه کافی کندوبه آن احترام بگذارد،تجارب ایجاد شده درجلسات مشاوره بیشترین کارآیی رادارند.
5.برای ایجادتجربه نقش فعال مراجع برای خود اکتشافی ضروری است.
6.انعطاف پذیری مشاوردراستفاده ازتکنیکها وتوجه به چگونگی پاسخهای مراجع درفرآیند مشاوره ازاهمیت بسزایی برخوردار است.
7. تأمل مشاوردر فرآیند مشاوره،موجب درک بیشتر مراجع ازتجارب ایجاد شده می شود.
8.مشاوربایدتکالیف مراجع رابه گونه انتخاب کندکه احتمال موفقیت اودرانجام آن وجودداشته باشد.
9.مشاورباید تجاربی راکه برای جلسات مشاوره وخارج ازآن مناسبند شناسایی وکفکیک کند.
علی رغم اینکه پرز اعتقادچندانی به کفکیک نداشت،تکنیکها می توانندابزارسودمندی برای کمک به مراجع درکسب آگاهی های عمیقترتجربه تعارضهای درونی،حل ناهماهنگی هاودوگانگی هاوتگمیل نیازهای ناتمام باشند.
لوتسکی وپرزبرخی ازتکنیک هاراتوصف کرده است:
1.تمرین گفتگو:مراجع بخشهایی ازشخصیت خودراکه متعارض اندوتجربه شده اند،انتخاب وبین آنهاگفتگو برقرار می کند.این بخشهای شخصیت شامل جزءحاکم شخصیت (فراخودیا الزامها) درمقابل جزءمطیع وپیروآن(جزءمقاوم منفعل)،حالت تهاجمی درمقابل حالت منفعل،شخصیت خوب درمقابل شخصیت رذل،مذکردرمقابل مونث ویک سلسله دوقطبیهای دیگرمی شود.ازمراجع خواسته می شودکه بین هریک ازدوقطبیهای موجودگفتگویی برقرار کندتا سرانجام به آگاهی بهتری دست یابد.
2.دورچرخیدن:که درآن ازمراجع خواسته می شودتااگر چنانچه گفته
یااحساسی دارد،درصورت تمایل دوربچرخدوآن رابه افراددیگر جلسه گوید.این تکنیک ممکن است اعمالی مثل لمس کردن،دلجویی ونوازش،مشاهده ومتوحش کردن رانیزدربرداشته باشد.
3.موضوع ناتمام:که دراینجا هرموقع که مراجع کاریا موضوع ناتمامی داشته باشدازاو خواستهمی شودبه پایان رساندوتمام کند.
4.مسئولیت پذیری:ازمراجع خواسته می شودمسئولیت رفتارهای خود رابپذیردوآن راباصدای بلند ابراز دارد،وبه دنبال هربیانی دربارة خودش واحساساتش عبارت«… ومن مسئولیت آن رامی پذیرم»رابیاورد.مثلاًبگوید«من آگاهم که پایم راحرکت می دهم ومن مسئولیت آن رامی پذیرم»یا«من آگاهم که نسبت به دوستم احساس تنفرمی کنم ومن مسئولیت آن را می پذیرم».
5.رازداری:مراجع یاد می گیردرازی راپوشیده نگه داردوتصور کنداگردیگران آن رابفهمندچه واکنشی نشان می دهند.دراین حالت کم کم دلبستگی اوبه این راز روشن خواهد شدواحساس گناه وشرمساری اوکشف خواهد شد.
6.فرافکنی:وقتی که مراجع ادراکی رابیان می کندکه مؤیدیک فرافکنی است،مشاورازاومی خواهدتانقش مشخصی راکه دراین فرافکنی وجوددارد بازکند وبدین ترتیب کشمکش خودرا در این زمینه کشف کند.
7.وارونه سازی:درآن از مراجع خواسته می شودنقش رفتاری متضادبا
رفتار خودراایفا کند(مثلاًبه جای آنکه منفعل باشد،باانرژی ومهاجم باشد)تابدان وسیله باجنبه های پنهان شخصیت خودتماس حاصل کندوآنها راتشخیص دهد.
8.تماس وعقب نشینی:تمایل طبیعی به عقب نشینی امری شناخته شده وموردقبول است ودر درمان،مراجع مجازاست که به تناسب ازعقب نشینی موقتی احساس امنیت کند.تماس وعقب نشینی،هردودر درمانمقول به نظرمی رسندومراجع ودرمانگرمطابق یک طرح مناسب وموزون به موقع ازهریک استفاده می کند،ولی استفاده مداوم پیوسته ازهریک از آنها به هیچ وجه توصیه نمی شود،چراکه تماس وعقب نشینی فقط درمواقع مناسب موردقبول است.
9.مشاورسؤال می کند«آیامی توانی بااین احساس خودبه سرببری؟»:به هنگامی که مراجع درحالت عاطفی شدید قرار داردواحساس گیجی،یأس وناکامی شدیدمی کند،مشاوراز او می خواهد تا موقتاًبا احساس خودش بسازد ولی ادراکات وتصوراتش رابازگوکند،مشاوربه مراجع کمک می کندتا موفق شودتصور وادراکاتش رااز هم تمیز دهد.
10.تکرار:دراین طرح ازمراج خواسته می شودتارفتاریابیانی راچندین مرتبه تکرار کندوحتی دربرخی مواردرفتار را به رقصی تبدیل کندویا صدا رابلندترومؤکدترکندتابدین وسیله به احساس خودآگاهی بیشتری برسد.
نتیجه اینکه گشتالت درمانی درزمینة افرادنابهنجار،تربیت گروهای حرفه ای درزمینه آگاهی درکلاس درس ودرمورد کودکان مضطرب ومراکز مراقبت کودک بکار گرفته می شود.اطلاعات حاصل ازراه خواندن نظریه وتکنیکهای گشتالت عملاًسودمند نخواهد بودواین اطلاعات باید توأم باتجربه وکارورز ونظارت دقیق باشد.استفاده ازگشتالت درمانی درموارد گروهی امری عادی است ولی اغلب به صورت مشاورة فردی دروضعیت گروهی اجرا می شود.


منابع:مشاوره(مبانی روان شناختی)-محمدخدایاری فرد.
نظریه های مشاوره وروان درمانی-عبدالله شفیع آبادی و غلامرضاناصری.

[ شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل هستم . سرگروه و مدرس آموزش و پرورش و دارنده مجوز خدمات کلینیکی به شماره 13103 از سازمان بهزیستی .................................................. مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان