گپ های مشاوره ای
یادمان باشد مشاوره در درجه اول فرایندی پیشگیرانه است و بعد درمان پس سعی کنیم از بروز مسئله جلوگیری کنیم. به ما اعتماد کنید 
گالری تصاویر
 مقدمه *   یکی از موضوعاتی که از گذشته‏ها‏ی دور افکار بسیاری از اندیشمندان رشته‏ها‏ی مختلف علمی نظیر فلاسفه، حقوقدانان، روانشناسان و خصوصاً جامعه‏شناسان را به خود معطوف کرده، مسئله انحرافات اجتماعی است. در کمتر کتاب جامعه‏شناسی است که بخشی از کتاب، به این موضوع اختصاص نیافته باشد. از این رو جامعه‏شناسان تلاش می‏کنند تا به سؤالاتی که در این زمینه مطرح است، پاسخ گویند. سؤالاتی از این قبیل که مصادیق انحرافات اجتماعی کدام است؟ چرا در هر جامعه ای بعضی از اعضای جامعه،‌ هنجارهای مورد قبول اجتماع را زیر پا گذاشته یا آنها را نقض می‏کنند؟ چگونه می‏توان افراد را بهنجار وهمنوا تربیت نمود و از رفتارهای انحرافی افراد پیشگیری کرد؟ برای کاهش نرخ کجروی و انحرافات اجتماعی از چه ابزارها و سازو کارهایی باید استفاده کرد؟ چگونه باید با افراد کجرو رفتار نمود و چه نوع مجازاتی را تعیین کرد؟پدیده‏ها‏ی اجتماعی به جهت ماهیت پیچیدة آنها، کمتر با رویکرد تک عاملی تبیین می‏شوند. از این رو بررسی و تحلیل عوامل پیشگیری از انحرافات اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نمی‏باشد. این عوامل در یک تقسیم بندی شامل دو دسته کلی است: الف) ـ عوامل روانی: از قبیل شناخت صحیح، ارضای منطقی غرائز و امیال درونی، باورها و عقاید صحیح، خصوصیات روحی معتدل و …. ب) ـ عوامل اجتماعی: به دو دسته تقسیم می‏شود: عوامل اجتماعی کلان مانند نوع نظام سیاسی، عملکرد رهبران حکومتی، وسائل ارتباط جمعی، نقش استعمارگران خارجی و و عوامل اجتماعی خرد نظیر خانواده، گروه همسالان، محیط تحصیلی، محیط شغلی، مسجد و دیگر مکان های مقدس و…. جامعه شناسان بر این باورند که در بین مجموع این عوامل، خانواده یکی از مهم‏ترین عواملی است که می‏تواند بیشترین نقش را در جلوگیری از بروز انحرافات و جرائم اجتماعی ایفا نماید، همان طوری که می‏تواند عامل مؤثری در انجام رفتارهای انحرافی باشد. بنابراین اگر محیط خانواده در دوران کودکی فرد، یک محیط سالم، مناسب و بسامانی باشد، احتمال مصونیت این فرد از انجام رفتارهای انحرافی و نابهنجار بسیار فراوان است·         آسیب های اجتماعیامروزه آسیب های اجتماعی به عنوان یک تهدید جدی سلامت کودکان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشینی، پیدایش جامعه توده وار یا گسترده، برخورد و تضاد میان هنجارها، از هم پاشیدگی روابط متقابل بین افراد، تأثیر گروه همسال و... توجه به آسیب های اجتماعی را امری اجتناب ناپذیر ساخته است. اگرچه آسیب های اجتماعی می تواند بسیار گسترده باشد لیکن می توان مسائلی از قبیل اعتیاد، فرار از خانه، خشونت، انزوای اجتماعی، ناهنجاری های رفتاری، سرقت و کودک آزاری را از جمله نتایج آسیب های اجتماعی عصر حاضر تلقی کرد.انحراف اجتماعی‌ * انحراف در یک معنای عام، شامل هر نوع کنشی است که با هنجارهای پذیرفته شده یک جامعه همنوایی ندارد، بلکه آنها را نقض می‏کند. جامعه شناسان به دنبال انحرافاتی هستند که اکثریت اعضای جامعه آن را به صورت عام محکوم می‏کنند. به بیان دیگر آن دسته از نقض هنجارها را مورد بررسی قرار می‏دهند که در نظر عده زیادی از مردم گناه و خطا شمرده می‏شود. بنابراین هر انحرافی دارای دو عنصر اساسی و جوهری به نام «کنش» و نیز «شکستن هنجار مورد قبول جامعه» است. البته انحراف به مفهوم جامعه شناختی آن، یک امر نسبی است، یعنی زمانی یک فعل انحراف محسوب می‏گردد که در دیدگاه اکثریت اعضای آن جامعه نابهنجار تلقی شود. گرچه ممکن است آن رفتار در نزد اعضای یک جامعه دیگر، بهنجار شمرده شود. در این صورت طبیعی است که تعریف و محدوده انحراف، از یک زمان به زمان دیگر و از یک گروه و یک جامعه به گروه و جامعه ای دیگر متفاوت باشد. از این رو شکل‏ها‏ی متفاوت کجروی بر حسب نوع واکنش جامعه نیز در دسته‏ها‏ی کاملاً متفاوت قرار می‏گیرد. برای نمونه واکنش‏ها‏ی حاکی از عدم تأیید، شکل‏ها‏ و درجات کاملاً متفاوت و گوناگونی به خود می‏پذیرد و دامنه این قبیل واکنش‏ها‏، مواردی نظیر بی اعتنایی و روبرگردانی تا اظهار خشم، ابراز تنفر، طرد، محروم کردن از حقوق اجتماعی، نکوهش زبانی، تنبیه بدنی، بازداشت، جریمه، حبس و را در برمی‏گیرد. بدون تردید تأثیر اجرای سیاست‏ها‏ی پیشگیرانه در جلوگیری از انحرافات اجتماعی، به مراتب از انجام سازوکارهای پسینی برای مقابله با انحراف، کارآمدتر خواهد بود. به علاوه این شیوه، هزینه کمتری را برای مقابله با انحرافات اجتماعی در پی دارد. همان گونه که در علم پزشکی پذیرفته شده است که پیشگیری از ابتلا به بیماری‏ها‏، به مراتب آسان تر و کم هزینه تر از درمان بیماری‏ها‏ خواهد بود و به ویژه آنکه در برخی موارد ممکن است عدم پیشگیری، فرد را به یک بیماری لاعلاج مبتلا کند. ·         چرا مردم  کج  رفتاری  می کنند؟ صرفنظر از اینکه  چه  کاری ، کی  و کجا و چگونه  کج  رفتاری  تلقی  می شود و کج  رفتاران  و انگ  زنندگان  چه  ویژگی هایی  دارند، سؤال  مهم  دیگری  وجود دارد که  باید به  آن  پرداخته  شود و آن  اینکه  چرا چنین  اتفاقاتی  می افتد، چرا برخی  مردم  کج  رفتاری  می کنند، چرا عده ای  کاری  می کنند که  به  هر حال  اکثریتی  از مردم  همان  جامعه  آن  را تخلف  از هنجارهای  اجتماعی  تلقی  می کنند، تخلفاتی  که  هزینه اش  برای  متخلف  حداقل  انگ  کج  رفتار خوردن  و برای  سایر مردم  حداقل  هراس  و وحشت  است . مسلماً چنانچه  در پی  درک  کج  رفتاری  به  عنوان  فرایندی  اجتماعی  باشیم ، تنها تحلیل  چگونگی  بوجود آمدن  انواع  آن  و چگونگی  واکنش های  مردم  نسبت  به  کج  رفتاران  کفایت  نمی کند و باید به  دنبال  چرایی  آن  نیز بود. تبیین  اینکه  چرا مردم  کج  روی  می کنند و پیدا کردن  انگیزه ها و عوامل  اصلی  آن  برعهده  نظریه هاست . سبب شناسی  کج  رفتاری  تقریباً همزاد خود کج  رفتاری  است . از همان  آغاز که  انسانی  مرتکب  خطایی  شده  که  جامعه  آن  را نپسندیده ، عده ای  به  تبیین  و توضیح  چرایی  ارتکاب  عمل  او پرداخته اند و این  تبیین ها به  مرور زمان  شکل  منسجم تری  یافته  و هم  در طول  راه  و با تنوع  کج  رفتاری ها، متنوع  شده  به  طوریکه  امروزه  با ده ها نظریه  در حوزه  جرم شناسی  و جامعه شناسی  انحرافات  مواجهیم  که  هر یک  و به  دلایل  و مفروضات  خاص  خود به  نحوی  به  سبب شناسی  ارتکاب  جرم  و تخلف  از هنجارهای  اجتماعی  پرداخته اند. البته  اخیراً دیگر کسی  به  یک  عامل  بعنوان  علت  کج رفتاری  معتقد نیست  و صاحب نظران  به  عوامل  متعدد در این  زمینه  اشاره  می کنند. در عین  حال  تنوع  آراء و اندیشه ها و انتساب  عوامل  و علت های  مختلف  به  حدی  است  که  موجب  طرح  دسته بندی های  چندگانه ای  نیز شده  که  در این  بخش ، برخی  از مهمترین  و متداول ترین  دسته بندی ها مطرح  می شود. ·         عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعیمطالعات انجام شده در ارتباط با آسیب های اجتماعی، عوامل زیر را منشاء بسیاری از انحرافات اجتماعی قلمداد نموده اند. در این بخش هر یک از عوامل به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.1 - نابرابری های اقتصادی و اجتماعی: اختلافات طبقاتی هر جامعه، افراد را در موقعیت هایی قرار می دهند که نمی توانند نقش های اجتماعی مناسب خود را بیابند و موجب اختلاف در هنجارهای اجتماعی می شود. در نتیجه، ستیزه هنجارهای اجتماعی، تفاوت معیارها را به وجود می آورد و عدم تعهد به معیارها و تردید در اصالت آنها، عدم پایبندی به قوانین را ایجاد می کند که این به نوبه خود تضادهای اجتماعی را افزایش می دهد. درون این تضاد، کشش به سمت انحرافات اجتماعی وجود دارد.2 - رفاه اقتصادی خانواده: در خانواده هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف تر می گردد. ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش به سوی انحرافات اجتماعی است. امروزه والدین و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با یکدیگر تماس و ارتباط کمتری دارند و از طرف دیگر افرادی که درآمد بیشتر از حد دارند، موقعیت و زمینه مساعدتری برای تفریحات متنوع در داخل و یا خارج از کشور را دارند و بدیهی است که این قبیل امکانات برای مصرف و فروش مواد مخدر زمینه بسیار مساعدی است.3 - فقر مادی خانواده: در مطالعات علمی نشان داده شده است که فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعی است. از آن جایی که بیشتر مجرمین، معتادین به مواد مخدر و الکل، مبتلایان به امراض روانی و اشخاصی که اقدام به خودکشی می نمایند، از طبقات پایین اجتماعی بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقی یاد شده است. ارتکاب جرائم طبقات فقیر از شکافی که بین خواسته های جوانان آن طبقه با آن چه که در دسترس آنهاست، سرچشمه می گیرد. عمده ترین علت انحرافات اخلاقی طبقه فقیر نتیجه فشارهای حاصله از شکست در رسیدن به هدف های معین است.4 - بیکاری: بیکاری به عنوان یک مسئله اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات اجتماعی است. افراد بیکار بیشترین اوقات خود را در اماکن عمومی از جمله پارک ها می گذرانند و این گونه اماکن، بهترین و مناسبت ترین مکان برای کشش به سمت انحرافات اجتماعی از جمله اعتیاد است. 5 - رشد صنعت و پیشرفت تکنولوژی: اگر در جامعه ای رشد صنعت به سرعت افزایش یابد و درآمد ناشی از آن صنعت به طور عادلانه توزیع نگردد، امکان وقوع سه اتفاق وجود دارد:اولاً کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور می شوند ساعات بیشتری را به کار مشغول شوند و این به نوبه خود موجب خستگی جسمی و روحی در افراد می شود.
 اگر در آن جامعه برای تفریح و گذراندن اوقات بیکاری مردم از طرف دولت برای استفاده از اوقات فراغت، برنامه ریزی های اجتماعی نشده باشد، زمینه مساعدی برای گرایش به انحرافات اجتماعی فراهم می شود.

 


ثانیاً مشکل ترافیک در شهرهای بزرگ منجر به خستگی ناشی از کار در افراد شده در نتیجه والدین قدرت تربیت و سرپرستی فرزندانشان را نخواهند داشت و بی توجهی نسبت به پرورش کودکان و نوجوانان به گرایش آنان به سمت انحرافات اجتماعی از قبیل اعتیاد، سرقت و... کمک خواهد کرد.ثالثاً رشد شهرها باعث افزایش فاصله و شکاف طبقاتی شده و این خود به خود باعث می شود برقراری ارتباط با دوستان و خویشاوندان کمتر شده و زمینه برای ایجاد انحرافات اجتماعی فراهم شود.6 - ستیزه والدین: اختلافات زناشویی و نزاع بین پدر و مادر باعث می شود محیط خانواده برای تربیت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتی خانواده، کانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد، انسان سعی می کند بیشترین اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و این کار ارتباط او را با دیگرانی که چون شکارچیان ماهری به دنبال شکار می گردند، زیاد می کند و آنها پس از شناخت مشکل شخص در نقش انسانی دلسوز ظاهر شده و برای فرار از این واقعیت تلخ، فرد را به سوی اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی فرا می خواند. هر چقدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش به طرف انحرافات اجتماعی بیشتر است.7 - شیوه های تربیتی والدین: مطالعات و تحقیقات نشان می دهد که رفتارهای کودکان و نوجوانان با شیوه های تربیتی والدین رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد. شیوه های تربیتی والدین می بایست با سطح نیازها و خواسته های مختلف فرزندان و همچنین با متدهای تربیتی صحیح اسلامی هماهنگ باشد. چنانچه والدین از شیوه های تربیتی مبتنی بر اصول اعتقادی و مذهبی استفاده نمایند، نتیجه مطلوب در رفتار فرزندان منعکس خواهد شد.8 - عدم آگاهی و بینش صحیح والدین: مطالعات نشان می دهد کسانی که محروم از تحصیلات بوده و بینش صحیح نسبت به جامعه، تربیت و... نداشته باشند، امکان فریب خوردن و انعطاف پذیری آنها برای ارتکاب به کارهای انحرافی و برخلاف قانون بیشتر است. چون تخصص و آگاهی ندارند، نمی توانند از طریق عادی، زندگی خود را تأمین کنند و به همین دلیل است که جامعه شناسی یکی از راه های پیشگیری از جرائم را عدالت آموزشی می داند.پیشگیری از انحرافات * مسئله پیشگیری از انحرافات اجتماعی یکی از راهکارهایی است که در بخش نظارت و کنترل اجتماعی مطرح می‏شود و نقش اساسی در آن حوزه ایفا می‏کند. در تعریف پیشگیری گفته می‏شود: «پیشگیری، سیاست پیشینی و متشکل از مجموعه راهکارهای مستقیم و غیر مستقیمی‏است که با هدف ایجاد امکانات و موقعیت‏ها‏ی بازدارنده از وقوع جرم و کجروی طراحی و تدوین می‏شود. بین دو مسئله پیشگیری وکنترل، پیوند وثیقی وجود دارد، به طوری که بعضی واژه «کنترل پیشگیر» را در این رابطه بکار می‏برند و در تعریف آن بیان می‏کنند: «پیشگیری، به کنترلی اطلاق می‏شود که قبل از وقوع اتفاق صورت می‏گیرد و از انحراف و تباهی جلوگیری می‏کند. یکی از مهمترین راههای پیشگیری افراد از انحراف، درونی کردن ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده یک جامعه است. به طوری که جامعه شناسان معتقدند بین میزان فرهنگ پذیری و کاهش میزان انحراف و جرم در یک جامعه، رابطه مستقیمی وجود دارد و یکی از علل افزایش نرخ انحراف، فرهنگ پذیری ناقص افراد است. زیرا فرد، بعد از پذیرش هنجارها، بدون تأمل و تفکر، رفتار متناسب با آن هنجار را البته نه به خاطر ترس از مؤاخذه دیگران که نوعی نظارت بیرونی تلقی می‏شود؛ بلکه به دلیل نوعی نظارت درونی ناخودآگاه انجام می‏دهد.  از این رو جامعه شناسان شکل گیری و ساخت شخصیت فرد را متأثر از فرهنگ پذیری و جامعه پذیری می‏دانند و بیان می‏کنند که «از مهمترین نتایج جامعه پذیری، ایجاد شخصیت فردی و الگوهای نسبتاً ثابت فکر، احساس و عمل است که همگی ویژگی‏ها‏ی یک فرد محسوب می‏شونداین صاحبنظران برای جامعه پذیری نقش بسزایی قائلند تا جایی که تفاوت صفات شخصیتی افراد را نتیجه جامعه پذیری افراد می‏دانند و اظهار می‏دارند:« در هر جامعه ای هر فردی، متفاوت از فرد دیگر  است و این اختلافات عمدتاً نتیجه جامعه پذیری می‏باشد. ما نه تنها در یک جامعه، بلکه در قسمت خاصی از آن متولد شده و زندگی می‏کنیم و بنابراین تحت تأثیر خرده فرهنگ‏ها‏ی خاص طبقه، نژاد، مذهب، منطقه و نیز تحت تأثیر گروه‏های خاص از قبیل خانواده و دوستان قرار می‏گیریم. بر مبنای این دیدگاه، هم تشابهات شخصیتی افراد و هم تمایزات و اختلافات آنها عمدتاً به فرآیند جامعه پذیری آنها بستگی دارد. بنابراین فرهنگ پذیری و جامعه پذیری یکی از مهمترین و بهترین راه‏هایی است که می‏تواند در جهت پیشگیری، نقش مهمی داشته باشد. البته به نظر جامعه شناسان جامعه پذیری در یک جریان زمانی و در دوره‏ها‏ی مختلف زندگی صورتی می‏گیرد، ولی «مهم‏ترین بخش جامعه پذیری در طی دوران نوزادی و کودکی یعنی زمانی که پایه‏ها‏ی بعدی شخصیت گذارده می‏شود، تحقق می‏یابددر این دوران خلق و خوها، اعتقادات، حالات و ملکات و آداب و عادات فرد، تنها متأثر از خانواده است و در تعامل با اعضای خانواده شکل می‏گیرد. از این رو خانواده در تعلیم و تربیت افراد نقش اصلی و اولی را به عهده دارد. لذا اولین مراحل فرهنگ پذیری افراد از نهاد خانواده شروع می‏شود. دین اسلام برای نهاد خانواده در امور تربیت فرزندان خصوصاً در مراحل اولیه زندگی، نقش بسزایی قائل است و قلب و روح جوان را بستر مناسبی برای پذیرش هر نوع تربیتی می‏شمارد و آن را به زمین مناسبی برای پرورش هر نوع بذری تشبیه می‏کند. حضرت علی (ع) خطاب به فرزند گرامیش امام حسن مجتبی(ع) می‏فرماید: «و انما قلب الحدث کالارض الخالیة ما القی فیها من شی قبلته فبادرتک بالادب قبل أن یقسو قلبک» (همانا قلب جوان مانند زمین خالی است و هر بذری را می‏پذیرد.) بنابراین، من در تعلیم و ادب تو بیش از آن که قلبت سخت شود و عقلت به امور دیگر مشغول شود، مبادرت ورزیدم.» بر این اساس گفته می‏شود آنان که در دوران کودکی نادرست تربیت شده اند، در جوانی و بزرگسالی راه صحیح زندگی را نمی‏شناسند و با این خلقیات زشت، قادر نیستند خود را با جامعه انطباق دهند، اینان در معاشرت‏های اجتماعی اغلب با ناکامی‏ و شکست مواجه می‏شوند، زیرا به طور ناآگاه فراگرفته‏ها‏ی غلط ایام کودکی خویش را بکار می‏بندند. والدین، نخستین کسانی می‏باشند که در محیط خانواده بر خلق و خوی فرزندان تأثیر می‏گذارند. آنها با برخوردها و حرکات و سکنات خود پایه‏ها‏ی فضائل یا رذائل را در نهاد فرزندانشان پایه گذاری می‏کنند و زمینه‏ها‏ی شکل‏گیری حالات و ملکات اخلاقی حمیده یا رذیله را فراهم می‏کنند. یکی از جرم شناسان به نام «دوگرف» در این رابطه می‏نویسد:‌«اثرات سال‏های عمر بر روی تکوین و تحول آتی شخصیت افراد بسیار بدیهی است و اگر خانواده به وظایف تربیتی خود عمل نماید و روابط بین والدین و فرزند طبیعی بوده و در محیط خانواده، جوّ دوستی و محبت حاکم باشد و در نهایت، اگر تمام نیازهای طبیعی فرزند تأمین گردد، طفل به راحتی اجتماعی شده و همچنین در روابط خانوادگی و خارج از آن، رفتارهای طبیعی و متعادل خواهد داشت، اما اگر شرایط و موقعیت به صورت دیگری باشد، یعنی خانواده از نظر تربیتی دچار نقیصه شده و طفل از کمبود شدید عاطفی رنج ببرد و اگر والدین از هم جدا شده باشنـد، بدیهـی است که نتـایج زیـان بـار آن دیـر یا زود در طفل مشاهده خواهد شد. «رستون» نیز در این باره می‏نویسد: «بدون شک، موقعیت نامناسب خانوادگی، تأثیرات جرم زایی بر روی اعضای خود دارد.انواع پیشگیری *پیشگیری از نظر مدت زمان اجرای آن به دو نوع پیشگیری کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می‏شود که در ذیل، تعریف هر یک ارائه می‏شود: پیشگیری کوتاه مدت به مجموعه راهکارهایی گفته می‏شود که در مدت زمان کمتری انجام می‏شود، نظیر تجهیزات پلیس و نیروهای انتظامی،فراهم نمودن روشنایی بیشتر خیابان‏ها، کوچه‏ها‏ و اماکن عمومی، تدوین قوانین جزایی متناسب و بازدارنده، ایجاد مؤسسات مددکاری، فراهم نمودن فضاهای مناسب برای گذراندن اوقات فراغت، حمایت از کودکانی که مورد اذیت و آزار و بدرفتاری خانواده قرار می‏گیرند، انهدام یا بستن محله‏ها‏ و امـاکـن جرم زا و ممانعت از پخش برنـامـه‏هـا‏ی خشـونت زا در تلـویزیون و تا فرصت‏های وقوع انحراف یا جرم را کاهش دهد. پیشگیری بلند مدت : به سازوکارهایی اطلاق می‏شود که در یک فرآیند زمانی مدت دار صورت می‏گیرد تا در آینده فرصت‏ها‏ی وقوع جرم را کاهش دهد. از قبیل فراهم نمودن بسترهای مناسب برای دسترسی افراد به موقعیت‏ها‏ی مناسب و کافی آموزش و پرورش، تدوین و اجرای سیاست‏ها‏ی کلی جهت ایجاد اشتغال برای اعضای جامعه، تشکیل گروههای اجتماعی با هدف ارتقای مهارت‏ها‏ی تربیتی والدین، تلاش در جهت برخورداری اعضای جامعه از نیازهای اساسی زندگی، تقویت نقش پیشگیرانه مدارس از طریق ارتقای محتوا و کیفیت برنامه‏ها‏ی آموزشی و تربیتی، تلاش در جهت کاهش شکاف اقتصادی در بین اقشار مختلف جامعه و دستیابی به عدالت اجتماعی و گرچه این نوع پیشگیری به جهت آثار و برکات ماندگارتر و مطلوب‏تر، از اهمیت بیشتری برخوردار است،  اما در هر جامعه‏ای در کنار این نحوه پیشگیری، نمی‏توان از پیشگیری نوع اول بی نیاز بود. به عبارت دیگر این دو نوع پیشگیری، مکمل همدیگر هستند و در پرتو بکارگیری همزمان آنها نتایج بهتری حاصل می‏شود. شیوه‏ ها‏ی پیشگیری * برای پیشگیری از انحرافات اجتماعی شیوه‏ها‏ی متفاوتی از سوی صاحبنظران بیان شده است که در اینجا به بعضی از مهم‏ترین آنها اشاره می‏کنیم: الف)  آموزش مدار (یادگیری) یکی از شیوه‏ها‏ی پیشگیری که از دیرباز بین اندیشمندان مطرح بوده و اکنون نیز طرفدارانی دارد؛ مبتنی بر این نظریه است که افراد، انواع رفتارها را در کنش با دیگران فرا می‏گیرند. این دیدگاه برای رفتار فرد، خواه هنجارمند یا انحرافی، هیچ منشأ ارثی یا ژنتیکی و یا فیزیولوژیکی قائل نمی‏باشد، بلکه بیان می‏دارد که فرد در تعامل با دیگران یک سلسله ارزش‏ها‏، هنجارها و رفتارها را یاد گرفته و می‏پذیرد. بر اساس این دیدگاه بعضی معتقد بودند اگر در یک جامعه تعلیم و تربیت همگانی شود، در واقع به تدریج راه انجام رفتارهای انحرافی مسدود می‏شود، «ویکتور هوگو» در این زمینه اظهار می‏دارد: «یک مدرسه باز کنید، در یک زندان بسته می‏شود.» نظریه «انتقال فرهنگی» بر یادگیری و آموزش تأکید دارد. در این نظریه بیان می‏شود که همنوایان کسانی هستند که در اثر ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزش‏ها‏ی فرهنگی مورد قبول آنها را فراگرفته، بر اساس آنها عمل کنند و در مقابل، منحرفان کسانی هستند که با افراد کجرو در ارتباط بوده و به شدت از آنها تأثیر می‏پذیرند؛ به جهت همین تأثیر پذیری است که رهبران دینی، پیروان خود را از ارتباط و معاشرت با افراد منحرف و بزهکار باز می‏دارند. امام صادق(ع) در این خصوص می‏فرماید:«لاتصحبوا اهل البدع و لاتجالسوهم فتصیروا عند الناس کواحد منهم» ،«یعنی با افراد منحرف همنشینی و معاشرت نداشته باشید، زیرا همنشینی با آنها موجب می‏شود که مردم شما را یکی از آنها به شمار آورندمطابق این دیدگاه معیار اثر پذیری فرد از گروه‏های همنوا و ناهمنوا با امور سه گانه ذیل مرتبط می‏باشد: 1- شدت تماس با دیگران یعنی هرچقدر ارتباط با اعضای یکی از این دو گروه بیشتر باشد، به همان میزان اثر پذیری او از آن گروه بیشتر خواهد بود. مانند آن که احتمال پذیرش هنجارها و ارزش‏ها‏ی اعضای خانواده یا دوستان و همسالان به جهت داشتن روابط نزدیک تر و قوی تر با یکدیگر، بیشتر از آشنایان یا همکاران است. 2-سن فرد در زمان تماس بیشترین تأثیر پذیری فرد از دیگران در زمان کودکی و جوانی است. به طوری که هر چقدر فرد از این مرحله بیشتر فاصله می‏گیرد، به همان نسبت از میزان اثرپذیری وی کاسته می‏شود، از این رو در منابع دینی بر اهمیت فراگیری و آموزش در زمان کودکی تأکید شده است. 3-نسبت تماس با همنوایان هر چقدر تماس فرد با افراد همنوا بیشتر باشد، به همان نسبت احتمال همنوایی فرد با هنجارهای این گروه بیشتر است و کودک معمولاً بیشترین و عمیق ترین تماس را با اعضای خانواده، به ویژه مادر دارد. بنابراین مادر می‏تواند در همنوایی فرزند و در نتیجه پیشگیری از رفتار انحرافی او نقش اصلی داشته باشد. وسعت این تأثیر به قدری است که حتی روانشناسان، از شیر گرفتن نابهنگام کودک یا شیوه تغذیه او را، در انحراف کودک مؤثر می‏دانند. ب) کنترل مدار این نظریه به جای توجه به علت همنوایی افراد، بیشتر به دنبال علل ناهمنوایی و انحراف افراد بوده و معتقد است که ناهمنوایی و هنجارشکنی و کجروی افراد، در عدم کنترل اعمال و رفتار افراد جامعه ریشه دارد. این دیدگاه عرصه زندگی را مملو از وسوسه، نیرنگ و فریب دانسته و زمینه و شرایط را برای رفتارهای نابهنجار مستعد می‏داند و مدعی است که همنوایی مردم بدین سبب است که اعمال و رفتار آنها توسط جامعه مهار می‏شود، به طوری که هر قدر میزان این مهار بیشتر باشد و نظارت‏ها‏ی گوناگون، از قبیل رسمی‏ و غیررسمی، بیرونی و درونی، مستقیم و غیر مستقیم وجود داشته باشند و حساسیت مردم و مسئولان افزایش یابد، میزان همنوایی مردم بیشتر خواهد بود و اگر رفتار افراد از سوی جامعه کنترل و مهار نشود، همنوایی اندکی بوجود می‏آید. بر اساس این دیدگاه، مهمترین نقش خانواده در پیشگیری اعضایش از انحرافات، اعمال بیشترین نظارت بر رفتار آنها است. البته این مسئولیت در عصر کنونی مضاعف شده، زیرا وجود انواع و اقسام وسائل و ابزارهای انحرافی در جامعه، بستر انحراف و کجروی افراد را بیش از گذشته فراهم نموده است. امروزه به جهت گستردگی جوامع و پیچیدگی روابط اجتماعی، کنترل‏ها‏ی غیررسمی تا حد زیادی معنا و مفهوم خود را از دست داده و افراد منحرف در انجام رفتارهای انحرافی احساس آزادی عمل بیشتری می‏کنند، علاوه بر آنکه در صورت افزایش میزان نظارت‏ها‏ی رسمی نیز، شکاف ناشی از عدم نظارت‏ها‏ی غیررسمی همچنان مشکل آفرین است. بدین ترتیب برای جبران نظارت غیررسمی، مسئولیت خانواده افزایش یافته است و بر این اساس بعضی از کارشناسان معتقدند که اگر در زمان گذشته، یک مادر می‏توانست چند فرزند را به خوبی تربیت کند، امروزه لازم است که یک مادر نقش چند مادر را در تربیت یـک فـرزنـد انجـام دهـد تـا بتـوانـد در تربیت وی موفق بوده و او را از انحراف بازدارد. ج) عاطفی مدار یکی از نیازهای اساسی انسان، نیاز عاطفی است. بدین معنا که می‏خواهد مورد مهر و محبت و علاقه دیگران واقع شود. از این رو وجود رابطه عاطفی بین والدین و فرزندان مورد تأکید روانشناسان قرار گرفته است. مهر و محبت در تکوین شخصیت افراد نقش قابل توجهی دارد. در مقابل، محرومیت عاطفی موجب بروز اختلال منش و انواع انحرافات می‏گردد، یعنی در صورتی که فرد از سوی والدین خود احساس بی‏محبتی کند، چه بسا ممکن است برای جبران آن درصدد انتقام جویی برآمده و اعمال خطرناکی را بر خلاف قانون و هنجارهای اجتماعی مرتکب شود. همین نیاز عاطفی فرزند به والدین، در زمان جدایی والدین آثار بسیار نامطلوبی بر روان فرزندان می‏گذارد و آیندة وخیمی برای آنها رقم می‏زند. در این شرایط فرد به جهت کمبود مهر و عطوفت، محبت دروغین افراد خارج از خانواده را ترجیح می‏دهد و به تدریج زمینه فرار از منزل فراهم می‏شود. به جهت چنین پیامدهای جبران ناپذیر و ناگواری است که در اسلام، «طلاق» مبغوض ترین حلال‏ها‏ است. اما اگر والدین با یکدیگر و با فرزندان خود رابطه عاطفی متعادلی برقرار کنند، می‏توانند در قلب فرزندان نفوذ کرده و سپس آنها را در مسیر صحیح هدایت کنند. نقش مهر و محبت از سوی والدین به قدری اهمیت دارد که گفته می‏شود اگر فرزندان از محبت والدین سیراب نشوند و احساس کمبود محبت کنند و آنها را تکیه گاهی امن و مورد اطمینان برای خود به حساب نیاورند، ممکن است جذب کسانی شوند که نسبت به آنها اظهار محبت و علاقه کاذب می‏نمایند و این نقطه، آغازگر انحرافات بعدی افراد است. در حالی که اگر نیازهای عاطفی فرد در محیط خانواده مورد توجه قرار گیرد، فرزند نسبت به بسیاری از اظهار محبت‏ها‏ی ساختگی خویشتنداری می‏کند و از فریب آنها مصون خواهد ماند و بر اساس عقل و خرد و به دور از احساسات، جهات مثبت و منفی عمل خود را خواهد سنجید. مطابق آزمایشات، بسیاری از اختلالات روانی، ناشی از کمبود محبت والدین است، به طور نمونه نوزادانی که از مهر و محبت مادر در سال‏های اولیه حیاتشان محروم بوده اند و دور از محیط خانوادگی و در پرورشگاه‏ها زندگی کرده اند، با وجود رعایت اصول بهداشتی، از اختلال شخصیت رنج می‏برند. بر اساس مطالعات بر روی 38 نفر از افراد بالغی که در هفته سوم زندگی تا سه سالگی در پرورشگاه بسر برده اند و اکنون 16 تا 28 سال از آن زمان سپری شده است، 4 نفر آنها مبتلا به جنون، 21 نفر دارای اختلال منش (رفتار غیرعادی) 4 نفر مبتلا به تأخیر رشد عقلی، 2 نفر مبتلا به امراض عصبی و فقط 7 نفر از آنان توانسته بودند خود را با محیط اجتماعی تطبیق داده و رفتار عادی داشته باشند. د) قدرت مدار این شیوة برخورد والدین تقریباً نقطه مقابل شیوه قبلی است. در این شیوه «پیام‏های کلامی والدین یک جانبه و فاقد محتوای عاطفی است». مطابق این دیدگاه، قدرت، بهترین ابزار برای پیشگیری از انحراف تلقی می‏شود و والدین در مقابل تقاضا و استدلال کودکان، کمترین عقب نشینی نکرده و می‏کوشند تا ادعای خود را به کرسی بنشانند. در واقع آنها از ابزار تشویق و تقویت مثبت کمتر استفاده می‏کنند. مادران با فرزندان خود کمتر همدلی و همدردی کرده و برای کنترل و پیشگیری از انحراف فرزندان، از روش ایجاد ترس، وحشت و تنبیه استفاده می‏کنند. از این رو هیچ تفاهمی بین والدین و فرزندانشان وجود ندارد. یکی از معلمان معروف آلمانی بنام «هربرت» معتقد است که: «انقیاد، با قدرت حاصل می‏شود و قدرت باید به اندازه کافی وجود داشته باشد و مکرر ظاهر شود، تا قبل از اینکه در کودک نشانه‏ها‏ی واقعی ظاهر شود، موفقیت کامل حاصل گرددمعلم دیگری بنام «پاولسون» در این رابطه می‏گوید:«بدون بالاترین درجه ترس، هیچ گونه تربیتی امکان پذیر نیستدر این دیدگاه رفتار و کنش فرزندان تنها توسط معیارهای مورد قبول والدین ارزشگذاری می‏شود، بنابراین فرزندان موظف هستند تنها بر اساس خواسته‏ها‏ی والدین و آن هم به شیوه ای که آنها می‏پسندند، حرکت کنند و والدین این اطاعت بی قید و شرط کودک را یک عمل خوب به حساب می‏آورند.

خلاصه آنکه والدین برای پیشگیری از انحراف احتمالی فرزندان در آینده، فشار زیادی را بر آنها وارد می‏آورند که ممکن است با محرومیت فرزندان از امور مورد پسندشان یا حتی تنبیه بدنی آنان همراه باشد

[ شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل هستم . سرگروه و مدرس آموزش و پرورش و دارنده مجوز خدمات کلینیکی به شماره 13103 از سازمان بهزیستی .................................................. مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان