گپ های مشاوره ای
یادمان باشد مشاوره در درجه اول فرایندی پیشگیرانه است و بعد درمان پس سعی کنیم از بروز مسئله جلوگیری کنیم. به ما اعتماد کنید 
گالری تصاویر

پروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است.

به گزارش جهان به نقل از پایگاه بسیج هنرمندان، آخرین نمونه از این دست همایش های پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقاله های او بود: «هر مرد باید ۴ زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت.

این موضوع بهانه ای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند.

می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان هر مرد باید ۴ زن داشته باشد این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید ۴ زن داشته باشد؟!

نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل ۴ زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را ۴ زن می سازد.

● این ۴ زن چه افرادی هستند؟

مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید ۴ زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این ۴ زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد.

 

بقیه در ادامه مطلب .......... !!!


ادامه مطلب
[ جمعه ٢۸ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٥:۳٤ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

از بارداری پیش از «ازدواج» تا «ازدواج» پس از تولد فرزند + آمار

از تشکیل خانواده هایی با یک والد چقدر شنیده اید؟ چرا خانواده های غربی به سمت تک والدی شدن پیش می روند؟ آسیب های خانواده های تک والدی چیست؟ ایران چقدر در معرض خطر فروپاشی خانواده قرار دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها با گزارش ویژه مشرق همراه شوید...

گروه گزارش ویژه مشرق: نگاهی به آمارهای دنیای صنعتی و مدرن نشان می دهد بحث فروپاشی و گسستگی خانواده در این کشورها، از یک مشکل  اجتماعی به یک "بحران اجتماعی" تبدیل شده است. براساس آمارهای دو الی سه دهه گذشته، در آمریکا تا سال 1988 از هر سه ازدواج یکی به طلاق انجامیده و در این نسبت در سال 1989 به دو سوم رسیده است. در سال 1980 بیش از 40 درصد کودکان سوئدی از مادران بی شوهر متولد شده اند و در فرانسه نیز تا سال 1986 این آمار در حدود 50 درصد بوده است. در سال 1989 یک میلیون کودک آمریکایی از مادرانی متولد شده اند که هرگز ازدواج نکرده اند و در فرانسه نیز به ترتیب 27 و 26 درصد مردان 30 تا 40 سال و زنان 30 تا 34 سال تنها زندگی می کنند.

این آمارها نمونه بسیار مختصری از وضع گسستگی خانواده در جهان غرب در سه دهه گذشته است که تصور آن ها در جامعه امروز نیز تکان دهنده است. اما آمارها در سال های ابتدایی قرن 21 بسیار تکان دهنده تر از این است.

براساس آمار وزارت بهداشت آمریکا در سال 2007، 63 درصد جوانانی که اقدام به خودکشی می کنند، از خانواده های بدون پدر و تک والدی هستند. 85 درصد کودکان با اختلالات و ناهنجاری های رفتاری و 90 درصد کودکان بی خانمان و فراری نیز نیز مربوط به همین خانواده هاست. 80 درصد از افرادی که در بزرگسالی به متجاوز و خشن تبدیل می شوند، در کودکی در خانواده های بدون پدر رشد یافته اند و 85 درصد کودکان بزهکار و زندانی نیز از داشتن کانون خانواده و یکی از والدین محروم بوده اند.

«از سال 1960 تا 1990 تولدهای نامشروع در آمریکا 400% افزایش یافته است. در ابتدای قرن 21 از هر دو کودک آمریکایی یکی نامشروع به دنیا می آید، 80 % مادرانی که این فرزندان را به دنیا می آورند گرفتار فقر می شوند. در آمریکا روزانه 1300 کودک نامشروع به دنیا می آید و 1100 جنین نیز سقط می شوند».

به گزارش مشرق، در آمریکا نسبت به سالهای گذشته تعداد کودکان متولد شده از زوج های ازدواج نکرده، شش برابر شده، به طوری که تقریباً از هر سه کودک متولد شده یکی حرام زاده است...!


 

 

بقیه در ادامه مطلب ............... !


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

منبع : روزنامه خراسان

 

گاهی اوقات حرف زدن همسران با یکدیگر دشوار می شود و همسران از هم دلزده می شوند. در چنین شرایطی زوج ها از یکدیگر خسته می شوند و هر تلاشی برای نزدیک کردن آن ها به یکدیگر به بن بست می رسد.

خستگی همسران از یکدیگر ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد. در این مطلب به نقل از مجله «روان شناسی امروز» به آنچه باعث این دلمردگی می شود، اشاره شده است. دلمردگی و خسته شدن از همسر معمولا وقتی رخ می دهد که آن شور و هیجان اولیه زندگی مشترک از بین می رود و همسران که تصور می کردند یکدیگر را می شناسند، با ادبیات متفاوتی با یکدیگر روبه رو می شوند. در این وضعیت نوعی «صمیمیت بی روح» در روابط بین زوج ها برقرار است که ممکن است هر یک، طرف مقابل را مسئول به وجود آمدن آن بداند.

به گمان همسران، عشق کامل کننده زندگی آن ها خواهد بود اما عشق به تنهایی نمی تواند دایره صمیمیت را شکل دهد. زمانی صمیمیت در اوج بود اما حالا شور و احساسات فروکش کرده است و خود واقعی طرفین برای هم آشکار شده است. روان شناسان می گویند ممکن است دلزدگی و خستگی از روابط با همسر ریشه در روابط مخدوش در دوران کودکی دارد. شاید یکی از همسران توجه لازم و کافی را از والدین خود در دوران کودکی دریافت نکرده است و احساس می کند نمی تواند در مقابل همسر آنچنان که باید جلوه گری کند یا به خود بابت روابطی که با همسرش برقرار کرده است، ببالد و افتخار کند. او به طور طبیعی نارضایتی از روابط با والدین را به رابطه با دیگران و به ویژه همسرش تعمیم می دهد. تجربه «صمیمیت بی روح» با والدین باعث ایجاد فاصله بین وی و همسرش می شود و به این ترتیب مسکوت گذاشتن معضلی که به آن اشاره شد، هر روز به ایجاد فاصله بیشتر بین همسران و وخیم شدن اوضاع منجر می شود.

از نظر روانی فاصله گرفتن از همسر می تواند به دلزدگی تعبیر شود فرد از خود می پرسد: چرا باید با کسی زندگی کنم که نمی تواند تمام نیازهای مرا برآورده کند. البته ریشه دلزدگی فقط در دوران کودکی نیست و گاه دلایل دیگری مثل «جنگ قدرت» هم دارد.زندگی زوجی را تصور کنید که دایم و بابت همه چیز از کوچک و بزرگ گرفته با هم بحث می کنند. درباره پول، وقت خواب، تربیت بچه ها و حتی نوع پوشش. رابطه ای که بر محور چنین مشاجراتی بچرخد و نتوان پایانی بر آن یافت، قطعاً مخدوش است. فراموش نکنید که رابطه مانند انتشار موج است و وقتی جریان مثبت در آن به راه بیفتد، موج مثبت دیگری به دنبال خواهد داشت.

از سوی دیگر، نگرش منفی هم به صمیمیت یک رابطه خاتمه می دهد فرد با خود می گوید: «اگر کسی کاری برای من نمی کند، چرا من باید کاری انجام دهم». البته دلزدگی خود یک دفاع است. وقتی فرد نمی خواهد احساساتی مانند خشم و ناامیدی را بروز دهد، احساس دلزدگی پیدا می کند. وقتی مدت های مدید همسران درباره آنچه آزارشان می دهد، صحبت نکنند، دچار دلزدگی می شوند و هر دو در تنهایی به دنبال جایی هستند که کمی آرامش و رضایت بیشتری را تجربه کنند.بنابراین کارشناسان تاکید می کنند دلزدگی را نه فقط یک احساس بلکه یک علامت منفی در زندگی مشترک محسوب کنید.

افسردگی با تمام شکل های متفاوت آن شور زندگی و نشاط را از فرد می گیرد. فرد می تواند همه چیزهایی را که در زندگی به او امید و انگیزه می دهد کسالت بار و منفی ببیند. در این صورت ضروری است فرد قبل از سرزنش همسر خود، سعی کند با افسردگی مبارزه کند.

فرد ممکن است امروز از رابطه اش لذت نبرد البته این امر به علت دلزدگی نیست. در واقع افسردگی باعث شده است از چیزهایی که قبلاً لذت می برده، حالا لذت نبرد.

به عنوان مثال حدود ۱۳ درصد از زنان دچار افسردگی پس از زایمان می شوند که علت اصلی آن تغییرات هورمونی است و باعث فاصله افتادن بین همسران می شود. گاهی افسردگی همزمان با بحران میانسالی باعث می شود فرد بیشتر از گذشته احساس یأس و افسردگی کند. در دوره میانسالی فرد ناگهان درمی یابد که دیگر جوان نیست.

احتمالاً پدر یا مادرش را از دست داده و یا یک بیماری را پشت سر گذاشته است. زندگی مشترک برخی از زوج ها در این مرحله خاتمه می یابد.بنابراین سعی کنید به موقع با احساس دلزدگی و دلمردگی در روابط خود مقابله کنید.

[ جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان