گپ های مشاوره ای
یادمان باشد مشاوره در درجه اول فرایندی پیشگیرانه است و بعد درمان پس سعی کنیم از بروز مسئله جلوگیری کنیم. به ما اعتماد کنید 
گالری تصاویر

 مقدمه :

امروزه با پیشرفت سریع تکنولوژی و دسترسی آسان کودکان به مراکز اطلاع رسانی ، پدر و مادرها نقش الگوئی قدیم خود را تا اندازه زیادی از دست داده اند و کودکان از همان بدو تولد با الگوهای جذاب فراوانی آشنا میشوند که سعی دارند رفتار مورد نظرشان را به آنها تحمیل کنند و در این میان چه بسیارند پدر و مادرهائی که تلاش می کنند با استفاده از روشهای بی ثمر و گاه نادرست تربیتی( مانند نصیحت کردن ، تهدید و ارعاب واجبار یا تنبیه بدنی و ... ) فرزندشان را به سمت رفتارهای صحیح هدایت کنند ، ولی متاسفانه این روشها کار آیی چندانی ندارند و اولیا پس از مدتی نومید و درمانده شده و نمیدانند که چگونه با فرزندشان برخورد کنند ؟ 
اما زیاد نگران نباشید زیرا یک مساله تنها یک راه حل ندارد بهتر است راه حلهای گوناگون را بررسی کنید و در آن میان بهترین راه حلی که می تواند مشکل شما را حل کند انتخاب نمائید .
در این متن سعی شده است که با زبانی ساده تعدادی از این راه حلها و روشهای تغییر رفتار توضیح داده شود تا اولیاء بنا به ضرورت از آنها جهت اصلاح رفتار فرزندشان استفاده کنند .
اصول تغییر رفتار :
اصل اول – استدلال با کودکان
از هنگامیکه کودکان صحبت کردن را یاد می گیرند می توان با آنها استدلال کرد و نتایج احتمالی کارهای مختلف را به آنها گفت ، در چنین مواردی باید از زبانی ساده و در خور فهم کودکان استفاده کنیم و یا اینکه از آنها بخواهیم خودشان نتایج کارهای مختلف را( مانند آتش بازی ...) شرح بدهند .
اصل دوم - دادن پاداش به کودکان
اگر می خواهید رفتار مثبتی را در فرزندتان تقویت کنید بهتر است برای آن رفتار پاداشی را در نظر بگیرید به عنوان مثال اگر می خواهید فرزندتان به درس علاقه مند شود و وضع درسی اش بهبود پیدا کند ، می توانید با دادن انواع پاداش های مادی و معنوی به فرزندتان او را به این کار تشویق کنید ، یک لبخند ، یک آفرین ، یک کلام زیبا ، یک خوراکی ، مبلغی پول ، رفتن به پارک ، اندکی توجه به فرزند و ... همه اینها پاداشهائی هستند که شما می توانید از آنها جهت ترغیب فرزندتان به سمت رفتار مورد نظر استفاده کنید .
اصل سوم – پاداش دادن به رفتار مغایر
اگر فرزندمان کاری منفی را انجام می دهد وما نمی توانیم جلویش را بگیریم می توانیم به رفتار دیگری که مغایر رفتار منفی اش است پاداش بدهیم تا به تدریج رفتار منفی فرزندمان اصلاح شود ، به عنوان مثال اگر فرزندمان به تمیزی اهمیت نمی دهد می توانیم اورا مسئول نظا فت خانه یا مدرسه کنیم تا دیدگاهش عوض شود .
اصل چهارم : اصل اشباع ( خسته شدن از تکرار زیاد یک کار )
برخی از رفتارهای منفی نوجوانان را می توان با استفاده از این اصل اصلاح کرد ، برای نمونه اگر فرزند شما عادت دارد یک ریز صحبت کند و به کسی مجال حرف زدن نمی دهد شما می توانید با استفاده از این اصل به او اجازه بدهید در یک روز پشت سر هم آنقدر صحبت کند که از صحبت کردن برای همیشه خسته و دلزده شود ، فقط توجه داشته باشید که از این اصل تنها برای از بین بردن رفتارهای منفی کم خطر و یا بی خطر استفاده کنید ( مانند تمایل فرزندتان به خوردن یک نوع غذا ، زیاد حرف زدن ، شلوغ کردن  و ... ) و در رفتارهای منفی خطر ناک ( مانند تمایل بچه ها به آتش بازی ...) هرگز از این اصل استفاده نکنید .
                                                                                                                         اصل پنجم – اصل خاموشی
ما اگر بخواهیم رفتار زشتی را در فرزندمان از بین ببریم ، می توانیم از این اصل استفاده کنیم ، در این روش پس از اینکه کودک رفتار نادرستی را انجام داد ما او را مورد بی توجهی و بی اعتناءی قرار می دهیم ، به طوری که کودک پس از انجام رفتار زشتش هیچ پاداشی را از جائی دریافت نکرده تا بتدریج رفتارش را ترک کند ، برای نمونه اگر فرزندمان به تازگی از دوستانش حرفهای زشت و رکیکی را یاد گرفته و آنها را در منزل بکار می برد ما می توانیم هر بار که این
سخنان زشت را برزبان می آورد روی خود را از او بر گردانیم و به حرفهایش گوش ندهیم و هنگامی که لحن سخنش را تغییر داد و مودبانه صحبت کرد به او توجه کنیم .
اصل ششم - دادن سرمشق یا الگوی مناسب به کودک
ما اگر می خواهیم فرزندمان را به انجام کاری مثبت ترغیب کنیم بهتر است الگو یا سرمشق مناسبی که آن کار را انجام میدهد و مورد قبول فرزندمان است را پیدا کرده و او را با فرزندمان آشنا کنیم  تا فرزندمان از او الگو برداری نماید .
بهترین سرمشق و الگو برای کودک پدر و مادر هستند ،پس اولیا باید در رفتار خود بسیار محتا ط باشند زیرا کودکان هوشیارند و کوچکترین اعمال آنها را به خاطر سپرده و الگو برداری می کنند لذا اگر ما می خواهیم فرزندمان کار مثبتی را انجام بدهد نخست خودمان باید آن کار را انجام بدهیم تا وی ما را سرمشق قرار داده و همانگونه عمل کند ، پس اگر دوست دارید فرزند تان به مطالعه و تحصیل اهمیت بدهد خود شما نیز ساعاتی از روزتان را به این کار ( مطالعه کتاب یا روزنامه) اختصاص بدهید و اگر می خواهید فرزندتان آداب معاشرت را رعایت کند خود شما نیز مبادی آداب باشید ،همچنین سعی کنید فرزندتان را همیشه از الگوهای فاسد و بد ( مانند دوستان ناباب ، ارازل و اوباش خیابانی ، باندهای خلاف کارو ... ) دورنگهدارید ، چرا که به قول سنایی غزنوی:   
منشین با بدان که صحبت بد             گر چه پاکی تورا پلید کند.
 
سر چشمه :
تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان / نوشته جان دی   کرومبولتز، هلن بی کرومبولتز ، ترجمه یوسف کریمی – تهران : انتشارات فاطمی ، 1366
[ جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱٩ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]
منبع: سایت همدردی

من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما  ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید . 

 

نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:

1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده  و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.

2 -  سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:

نظر شما در مورد حجاب چیست؟

-  شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟

 - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟

-  میعارهای شما برای ازدواج چیست؟

-  شما چه نقشی برای  زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟

چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد 

 

3 -  به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.

شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟ 

 

آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟

آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟

آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟

آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟

آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟

آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟

آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟

آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟

آیا یک آقا یا یک خانم  پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟

آیا برای یک خانم  دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟

آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟

و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.

(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)

4-  حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

بقیه در ادامه مطلب ............ !!!!!!!!!!!


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

 یک تئوری روان‌شناسی است که توسط دکتر اریک برن در سال 1950 میلادی ارایه گردید و به لحاظ کاربرد آن در حل مشکلات احساسی و رفتاری، مورد قبول جامعه روان‌شناسی قرار گرفته و تدریجاً در زمینه‌های مشاوره، روان‌کاوی،  گروه درمانی، مدیریت، جامعه‌شناسی، توسعه سازمانی و آموزش، نظریه‌های جدیدی ارایه نموده و گسترش پیدا کرده است. ابهام و پیچیدگی در مفاهیم، تخصصی بودن و زمان طولانی درمان در دیگر روش‌های روان درمانی باعث شد تا تحلیل رفتار متقابل با مفاهیم اساسی و واژه‌های ساده سریعاً جایگزین روش‌های روان درمانی قدیمی گردید. به همین جهت تحلیل رفتار متقابل عمومیت یافته و هر جا که انسان‌ها حضور داشته و با یکدیگر ایجاد رابطه می‌نمودند کاربرد عملی پیدا کرد و ابزاری برای تغییر و حل مشکلات قرارگرفت. تحلیل رفتار یک مکتب علمی کاربردی می‌باشد که در آن از به کار بردن مفاهیم پیچیده اجتناب شده است و نظریات آن به صورتی مطرح شده‌اند که به راحتی می‌توان آنها را مشاهده و تجربه نمود.

در تحلیل رفتار متقابل نقش محیط و ارتباط اجتماعی از اهمیت فراوانی برخوردار است با این حال نهایتاً افراد خود مسؤول زندگی و رفتار خود هستند و فرد باید این مسؤولیت را پذیرا باشد و به نقش خود در زندگی بیشتر از هر عامل دیگری توجه نماید.

تحلیل رفتار متقابل به روابط و مشکلات درونی شخص و رابطه انسان‌ها با یکدیگر توجه خاصی دارد و اعتقاد بر این است که اگر افراد با یکدیگر روابط سالم، صمیمانه و صادقانه داشته باشند و آن را جایگزین روابط مخرب، منفی و تحقیر‌آمیز نمایند قادر خواهند بود که از فشار‌های روانی خود و دیگران بکاهند و از زندگی لذت بیشتری ببرند.

تحلیل رفتار متقابل در عین سادگی این توانایی را دارد تا افکار و احساسات پیچیده، سردرگم و پریشان شخص را سامان بخشد تا فرد با تفکیک و سازماندهی افکار و احساسات، شناخت بهتری از خود به دست آورد و در نتیجه با آگاهی بیشتر به نقاط ضعف و قدرت خود، رفتارهای سالم و سازنده‌ای را اختیار نمایند، انسان را توانمند می‌سازد که در بحران‌های روحی- روانی خود قادر به تجزیه و تحلیل مشکل و حل آن باشد. همچنین تحلیل رفتار متقابل این امکان را فراهم می‌آورد که ساختار شخصیت را به صورت نمودارهای شخصیتی ترسیم نمود،  به طوری‌که هر فرد آشنا با این روش با دیدن نمودار می‌تواند به ساختار شخصیتی و روابط متقابل فردی که نمودار آن ثبت شده پی‌ببرد.

امروزه متخصصین تحلیل رفتار متقابل می‌توانند ادعا کنند که با استفاده از روش‌های کاربردی و زبان تازه‌ای که برای روان‌شناسی ابداع شده دامنه آن به علوم اجتماعی، آموزشی، مدیریت منابع انسانی، ساختارهای سازمانی، روانکاوی و گروه درمانی کشیده شده است. بدین ترتیب پویایی تئوری تحلیل رفتار آن را متمایز از دیگر مکاتب قرار داده است.

اساس نظریه اولیه تحلیل رفتار متقابل، بر پایه حالت‌های شخصیتی  ارایه گردیده، اریک برن این حالت‌های شخصیتی را در سه بخش «والد»، «بالغ»و «کودک» معرفی نمود که شامل نوعی نظام به هم پیوسته فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن است؛ در مرحله دوم و در تکامل نظریه، تحلیل رفتار متقابل یعنی رابطه بین افراد مورد توجه و بررسی قرار گرفت و  براساس واکنش‌های همزمان روانی و اجتماعی و تبادل رابطه‌های متقابل طبقه بندی و ارایه گردید.

در مرحله سوم با مشاهده رابطه‌های پنهان و دو سطحی در ارتباط‌های متقابل، بازی‌های روانی که بین افراد در جریان است کشف گردید و  پیش بینی نتیجه نهایی این گونه بازی‌های روانی مشخص و تعریف شد.

چهارمین مرحله رشد  و تکمیل نظریه تحلیل رفتار متقابل، تحلیل زندگی نامه یا نمایش‌نامه زندگی است که به بازی‌های روانی مشابهی که مردم بارها آن را تکرار می‌کنند می‌پردازد. این طرح کلی، شیوه زندگی افراد را تعیین می‌نماید و ساختار نمایش‌نامه زندگی هر کس را مشخص می‌کند.

با دستیابی به نظریه تحلیل رفتار متقابل می‌توان به شناخت مشکلاتی که در  افراد موجب عدم تعادل در ساختار شخصیت و ارتباط با دیگران و تکرار بازی‌های روانی و نمایش‌نامه زندگی می‌گردد دست یافت و راه کارهای تغییر و درمان آنها را کشف و ارایه نمود.

درمانگرهای نوگرا در تحلیل رفتار متقابل،  با ارایه نظریه‌ها و روش‌های جدید و اقتباس از نظریه‌های دیگر، به نوعی مکتب روانی درمانی اقتضایی دست یافتند که در درمان و تغییر رفتار بسیار مؤثر و کار آمد بوده است.

اصلی‌ترین کاربرد تحلیل رفتار متقابل در انسان‌ها، ایجاد شناخت رفتاری، احساسی و ذهنی است که سه جنبه مهم شخصیت است. با کمک تحلیل رفتار و به منظور کسب معرفت از شخصیت بالقوه و کشف جایگاه واقعی خویشتن، تغییر در ساختار شخصیتی کاملاً امکان پذیر می‌گردد.

در تحلیل رفتار متقابل هرتغییر رفتاری یا احساسی در مرحله اول با بینش منطقی شروع می‌گردد که در واقع شناخت مجموعه نقاط ضعف و قوت رفتار، تفکر و یا احساس فرد است و پس از پذیرش منطقی آن، توسط حالت‌های شخصیتی، درک احساسی جهت  تغییر نهایی حاصل می‌شود. مهم‌ترین عوامل کمک کننده برای قبول و پذیرش تغییر در نظریه تحلیل رفتار متقابل شفاف بودن، عامل بودن؛ و انعقاد قرار داد برای تغییر در خویشتن است که قرار داد  توسط خود درمان جو و یا بین او و درمانگر تعیین می‌شود.

از سال 1970 T.A. بصورت رسمی در جهان شناخته شد وبنیانگذار آن دکتر اریک برن میباشد. این نظریه دارای دیدگاههای روانشناسی فردی
و اجتماعی است.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]
آزمون MMPI از مهمترین آزمونهای شخصیت است که در فرم اصلی خود دارای 565 سوال است و زمان لازم برای اجرای آن حدود یک ساعت می‌باشد. این پرسشنامه را می‌توان هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی اجرا نمود. فرمهای گوناگون این پرسشنامه را می‌توان در گروههای سنی بالاتر از 16 سال و یا افرادی که حداقل دارای 8 کلاس تحصیلات هستند، اجرا کرد.


تهیه آزمون MMPI

تدوین اولیه MMPI در 1939 توسط استارک آر. هته وی(Starke- R.Hetheway) و جی – چارنلی مک کین لی(J.Chanley Mckinley) در دانشگاه مینه سوتا آغاز شد.

  آنان به ابزاری نیاز داشتند که بتواند به سنجش بیماران بزرگسال در حوزه درمان‌های موردی روان‌پزشکی کمک کرده و شدت اختلال را به دقت مشخص کند، به علاوه آنان به تدوین یک روش عینی برای برآورد تغییر حاصل از روان‌درمانی یا دیگر متغیرهای زندگی بیمار علاقمند بودند.
  انتقادهای وارد شده بر فرم اولیه MMPI که شامل 504 ماده بود در درجه نخست به کهنگی فزاینده، اشکال در ساخت مقیاس اولیه، نابسنده بودن نمونه هنجاریابی و اشکال در بسیاری از ماده‌های آن معطوف بوده است. از جمله مشکلات مربوط به ماده‌ها، می‌توان به استفاده از کلمات شهوت‌انگیز، احتمال سوگیری نژادی، عبارت‌های قدیمی و غیرمصطلح و محتوای ناشایست و قابل ایراد اشاره کرد. هنجارهای اولیه فاقد نمونه کافی و معرف از اقلیت‌ها بوده و برای مقایسه با آزمودنی‌های زمان حال نامناسب بود. انتقادهای مذکور به هنجاریابی گسترده و مجدد آزمون MMPI در سال 1982 منجر شد. در هنجاریابی مجدد، یک فرم پژوهشی با عنوان 2- MMPI با 704 ماده که شامل 550 ماده اصلی و 154 ماده موقتی بود، تدوین شد. اجرا کنندگان MMPI متوجه شده بودند که مقیاس‌های برافراشته در مورد بزرگسالان با برافراشتگی در مقیاس‌های نوجوانان متفاوت است. این امر موجب شد که برای جمعیت‌های نوجوان، هنجارهای متفاوت تدوین شود. اما بسیاری از روان‌شناسان و پژوهش‌گران احساس کردند که حتی با اجرای هنجارهای نوجوانان باز هم مشکلات قابل ملاحظه‌ای وجود دارد که از آن جمله این موارد است: طول آزمون به طور اخص زیاد است، سطح دشواری محتوا برای خوانندگان خیلی بالاست، به هنجارهای جدید نیاز دارد، مقداری از زبان آزمون منسوخ و نامربوط است. در پاسخ به این مسایل بود که کمیته استاندارد مجدد 2- MMPI در سال 1989 تصمیم گرفت MMPI نوجوانان به نام MMPI-A را که شامل 478 ماده است و برای نخستین بار در سال 1992 منتشر شد تدوین کند.[5]
 
 
ساختار
  چهارچوب اصلی آزمون 1943 از 504 جمله مثبت تشکیل شده بود که به صورت "صحیح" یا "غلط" به آن‌ها پاسخ داده می‌شد. بعدها با اندک تغییراتی در آن و حذف یا افزودن بعضی ماده‌ها، تعداد ماده‌ها در یک فرم به 566 و در فرم سال 1989 به 567 تغییر یافت. خود جزوه MMPI که در دسترس قرار داشته و مورد استفاده واقع می‌شود دارای همین 567 ماده است.[6] 
  این پرسش‌نامه در حال حاضر بیشتر از سایر پرسش‌نامه‌ها رواج دارد. علت رواج آن به خاطر داشتن ریشه‌های بالینی و برتر فنی نسبت به سایر پرسش‌نامه‌هاست که آزمایش شونده باید جواب خود را در یکی از سه گروه صحیح، غلط یا نمی‌دانم طبقه‌بندی کند. در فرم انفرادی، هر یک از سؤالات بر روی یک کارت چاپ شده است. آزمایش‌کننده هر یک از کارت‌ها را در مقابل آزمایش‌‌شونده قرار می‌دهد تا یکی یکی به آن‌ها پاسخ دهد. در فرم گروهی، سؤالات به صورت دفترچه در اختیار آزمودنی قرار می‌گیرد و پاسخ‌ها بر روی برگ جداگانه‌ای نوشته می‌شود. محتوای این آزمون بر این دیدگاه‌ها استوار است: سلامت عمومی بدن، اختلالات عصبی، تحرک و هماهنگی، علایم بیماری‌های روانی – بدنی، نگرش‌های جنسی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی؛ مسایل تربیتی، شغلی، خانوادگی، زناشویی؛ حالات اضطراب، ترس‌های مرضی؛ تمایلات خودآزاری، دیگر آزاری، اندیشه‌های ثابت و ...[7] 
 
 
مزایای آزمون MMPI
  یک امتیاز مهم MMPI، شهرت زیاد و آشنایی گسترده با آن در درون حوزه روان‌شناسی است. پژوهش‌های گسترده‌ای در حوزه‌های متفاوت به عمل آمده است. تحولات جدید به تدوین فرم‌های کوتاه، مقیاس‌های جدید، استفاده از ماده‌های بحرانی و نظام‌های تفسیر رایانه‌ای منجر شده است. آزمون MMPI به بیش از 50 زبان ترجمه شده و در بسیاری از کشورهای مختلف در دسترس متخصصان است. پژوهش‌های هنجاری و روایی بر روی چندین گروه فرهنگی مختلف صورت گرفته است و امکان مقایسه داده‌های جمع‌آوری شده از فرهنگ­های گوناگون را فراهم می‌سازد.[8]
  آزمون MMPI نخستین پرسش‌نامه جامعی است که علاوه بر مقیاس‌های محتوایی، تعدادی مقیاس اعتبار یا روایی نیز دارد. هدف از گنجاندن این مقیاس‌ها آن بود که معلوم شود آیا فرد به سؤال‌های آزمون با دقت و صداقت جواب داده یا نه. هرگاه نمره فرد در هر یک از این مقیاس‌ها خیلی زیاد باشد، نمرات مقیاس‌های محتوایی او را نیز باید با احتیاط تفسیر کرد یا اساسا از آن‌ها صرفنظر کرد.[9]
 
 
محدودیت‌های آزمون MMPI
  از آن‌جا که MMPI وسیله‌ای پیچیده است، پیامدهای سوء تعبیر و تفسیر آن بسیار زیان‌بار است. به همین جهت استفاده از آن مستلزم وجود اجرا کنندگان و تفسیرکنندگان آموزش دیده و با تجربه است و هم‌چنین قویا توصیه شده است که این آزمون از سوی پرسنل مدارس مورد استفاده قرار نگیرد. در این آزمون، پاسخ‌های یک فرد با گروه‌های مختلفی از بیماران روانی مقایسه می‌شود که خود این گروه‌ها به قدر کافی و با اصطلاحات روشن تعریف نشده است.[10]
  در MMPI به سبب همپوشی ماده‌ها، ضرایب همبستگی متقابل مقیاس‌ها فوق‌العاده بالاست و این سبب می‌شود که روایی تحلیل الگو، زیر سؤال برود. همپوشی ماده‌ها بدین معنی است که گاهی بعضی از ماده‌ها همزمان برای اندازه‌گیری در چند مقیاس مختلف به کار می‌روند و تعداد زیادی از ماده‌ها در بیشتر مقیاس‌ها مشترکند. به طور مثال؛ جواب مثبت به یک سؤال می‌تواند نشان‌گر چندین مقیاس یا اختلال باشد.
  یکی دیگر از مسایل آزمون MMPI، عدم تعادل در روش کلیدیابی ماده‌هاست. بسیاری از افراد در پاسخ دادن به آزمون‌های عینی، سبک پاسخ یا سوگیری خاص خود را دارند. بدین معنی که آزمودنی گرایش دارد بدون توجه به محتوای پرسش‌ها به شیوه خاص خود به آن‌ها پاسخ بدهد. یکی از این گرایش‌ها، تصدیق یا دادن پاسخ مثبت به پرسش‌هاست. برای اجتناب از سوگیری ناشی از سبک پاسخ دادن، لازم است که در همه مقیاس‌های آزمون، بین تعداد پاسخ‌های کلید آری و نه تعادل برقرار باشد، در صورتی که این تعادل در مقیاس‌های مختلف MMPI وجود ندارد. هم‌چنین یکی از نخستین مشکلات در تعبیر و تفسیر نیمرخ روانی آزمودنی‌ها این است که نمره خام زنان و مردان بهنجار در مقیاس‌های مختلف با یکدیگر متفاوت هستند. بنابراین هنجار زنان با مردان از نظر تعبیر و تفسیر نمره‌ها باید متفاوت باشد.[11]


آزمون MMPI در ایران

بقیه در ادامه مطلب ............ !!!

مدتها فرم اصلی پرسشنامه MMPI که 565 سوال برای پاسخگویی داشت، در ایران اجرا می‌شد. اجرای چنین پرسشنامه‌ای معایبی داشت، از جمله اینکه بسیار طولانی و وقت گیر بود. بطوری که در اواخر پاسخدهی به پرسشنامه ، آزمودنی کاملا خسته به نظر می‌رسید. از سوی دیگر تفسیر و نمره گذاری آن نیز برای روان شناسان بسیار وقت گیر می‌نمود. علاوه بر این سوالاتی در این فرم با توجه بر فرهنگ غربی گنجانده شده بود که مطابقتی با شرائط فرهنگی ایران نداشت. از این رو اجرای این آزمون آن چنان که انتظار می‌رفت، نمی‌توانست منعکس کننده شخصیت یک فرد ایرانی باشد.

با توجه به وجود مشکلات فوق نیاز برای تهیه آزمونی با همین محتوا که معایب ذکر شده را نداشته باشد، احساس می‌شد. بر این اساس تصمیم برای تهیه فرمی از MMPI که اولا ارزشها و شرائط فرهنگ ایرانی در آن در نظر گرفته شده باشد و ثانیا کوتاه بوده و مستلزم صرف وقت کمتری باشد، گرفته شد. با در نظر گرفتن این مسائل دکتر اخوت ، براهنی ، شاملو و نوعپرست ، 71 سول از پرسشنامه MMPI را اقتباس و با در نظر گرفتن فرهنگ ایرانی آن را در فرم کوتاهی تدوین و یک رشته فعالیتهای پژوهشی را آغاز کردند. این فرم کوتاه شده کاربرد بسیار وسیعی در فعالیتهای پژوهشی بالینی پیدا کرده است و هنوز هیچ آزمون با آن برابری نمی‌کند.

نمره گذاری آزمون MMPI

نمره گذاری این پرسشنامه در دو دسته از مقیاسها صورت می‌گیرد. یک دسته مقیاسهای روانی را شامل می‌شود که قبل از تفسیر و نمره گذاری مقیاسهای بالینی نمره گذاری و تفسیر می‌شود. مقیاسهای روانی شامل مواردی است که احتمال اینکه فرد به برخی از سوالات دروغ گفته باشد، یا جنبه‌های دفاعی به خود گرفته باشد را مشخص می‌کند. همچنین با استفاده از برخی میزانهای این مقیاس می‌توان تعیین کرد که آیا فرد در طول پاسخدهی به آزمون تلاش داشته خود را بهتر و خوبتر جلوه دهد یا بدتر. بر همین اساس نمرات آزمودنی در مقیاس بالینی نیز مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌گیرند.

مقیاسهای بالینی به خصوصیات شخصیتی فرد در ابعاد مختلف می‌پردازد. این مقیاسها در فرم 71 سوالی کاهش پیدا کرده‌اند. مقیاسهای باقیمانده شامل موارد زیر است:


  • مقیاس HS یا هیپوکندریا : به خصوصیاتی اشاره دارد که حول و حوش خود بیمار انگاری فرد دور می‌زنند. افرادی که نمرات بالایی در این مقیاس می‌گیرند، توجه فزاینده‌ای به مشکلات جسمی خود دارند و اغلب احساس بیماری و ناراحتی می‌کنند، بدون اینکه واقعا مشکل خاص جسمی داشته باشند.

  • مقیاس D یا افسردگی : نمره فرد در این مقیاس میزان افسردگی فرد را نشان می‌دهد.

  • مقیاس Hg یا هیستری : تمایل به جلب توجه و واکنشهای نمایش گونه را نشان می‌دهد.

  • مقیاس Pd یا سایکوپاتیک : واکنشهای ضد اجتماعی آزمودنی را نشان می‌دهد.

  • مقیاس Pa یا پارانویا : میزان اعتماد یا بی‌اعتمادی فرد را نسبت به دیگران می‌سنجد. افرادی که نمرات بالایی در این مقیاس دارند، افرادی هستند که اعتماد کلی به دیگران دارند و افکار و رفتار آنها حاکی از سوظن شدید است.

  • مقیاس PT یا پیکاستنی : به خستگی و ضعف روانی فرد اشاره دارد.

  • مقیاس SC یا اسکیزوفرنی : وجود علائم سایکوتیک را مورد بررسی قرار می‌دهد.

  • مقیاس Ma یا مانیا : علائم مورد سنجش در این مقیاس بر عکس افسردگی است. افرادی که نمرات بالاتری در این مقیاس کسب می‌کنند، شادتر و پرانرژی‌تر هستند که در برخی درجات بالا به عنوان یک اختلال شناخته می‌شود.

تفسیر آزمودن MMPI

برای تفسیر کامل آزمون MMPI وجود تجربه عملی با افراد و بیماران و اجرای آزمون ضروریست. معمولا با رسم پروفایل نمرات آزمودنی در مقیاسهای بالینی و روانی به ترتیب بالاترین نمرات فرد در مقیاسهای بالینی ، تعیین و کدبندی لازم انجام می‌شود. چندین ترکیب مختلف از کدبندی‌ها در تفسیر آزمون MMPI ارائه شده است، ولی مسلم است که تفسیر نهائی تنها با استناد به این رمزها و کدبندی‌ها انجام نمی‌شود و کلیه نمرات فرد در مقیاسهای بالینی و روانی و شیوه پاسخدهی به آزمون مدنظر قرار می‌گیرد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

دوستان عزیزم می دونم خیلی وقته که وب رو به روز نکردم و از این بابت شرمندم

یه جورایی در گیر اسباب کشی و نقل مکان بودم اما اگه عمری باشه و دعای شما عزیزان دوباره به وب رونق می دیم

ممنون و متشکرم

آرش

[ یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱٧ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل هستم . سرگروه و مدرس آموزش و پرورش و دارنده مجوز خدمات کلینیکی به شماره 13103 از سازمان بهزیستی .................................................. مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان