گپ های مشاوره ای
یادمان باشد مشاوره در درجه اول فرایندی پیشگیرانه است و بعد درمان پس سعی کنیم از بروز مسئله جلوگیری کنیم. به ما اعتماد کنید 
گالری تصاویر

این عبارات صحیح است
عامل اصلی در اثر بخشی اقدامات جبرانی، چگونگی روابط است. در زندگی‌های زناشویی موفق، زوج‌ها به آسانی اقدامات جبرانی را می‌فرستند و می‌گیرند. در زندگی‌های ناموفق حتی شیواترین اقدام جبرانی می‌تواند با گوش‌های ناشنوا روبه رو شود.اما اکنون که این موضوع را می‌دانید، می‌توانید اوضاع را در اختیار بگیرید. مجبور نیستید برای آنکه به اقدامات جبرانی یکدیگر گوش فرا دهید منتظر بهبود زندگی زناشویی خود باشید. همین الان باتمرکز جدی بر این «وقفه‌ها» و آموزش یکدیگر برای درک پیام طرف مقابل آغاز کنید. با انجام این کار خواهید توانست خود را از چرخه‌ی نزولی منفی نگری نجات دهید.حتی اگر اختلاف نظرهای شما گرایشات منفی نگری دارد، آینده‌ی مشترک شما می‌تواند روشن باشد. رمز کار در آموختن صحیح آسیب‌هاست.یکی از دلایلی که اقدامات جبرانی زوج‌ها به هدف نمی‌رسد این است که آن را در لفافه‌ای خوشایند بیان نمی‌کنند. اگر همسرتان داد بکشد که «از موضوع خارج شدی!» یا غرغر کند که «می‌شه یه وقفه‌ای بدیم؟» با وجود لحن منفی، اقدام جبرانی است.
اگر به جای کلمات به لحن همسرتان توجه کنید، ممکن است پیام واقعی را دریافت نکنید که این است: «بس کن! کنترل موضوع از دست خارج شده». اگر روابط شما در منفی نگری غرق شده باشد توجه به اقدامات جبرانی مشکل است.بنابراین بهترین راهکار این است که اقدامات جبرانی خود را به روشنی، با زبان فصیح و رسمی ‌بیان کنید تا بر آن تأکید شود. در ادامه فهرستی طولانی از عبارت‌های ویژه‌ای را مشاهده می‌کنید که می‌توانید برای کاهش تنش به همسرتان بگویید.با استفاده از آنها وقتی مشاجرات کاملاً منفی گرایانه است، می‌توانید مانع خروج مباحثات از کنترل خود شوید. حتی بعضی از زوج‌ها این فهرست را کپی کردند و روی در یخچال نصب کردند تا در دسترس باشد.بسیاری از این عبارت‌ها، اگر نگوییم همه ، ممکن است در حال حاضر به نظرتان مصنوعی و غیر عادی بیاید، زیرا روش‌های کاملاً متفاوتی را برای صحبت کردن با هسمرتان در هنگام ناراحتی ارائه می‌کند. اما غیر عادی بودن نباید سبب رد کردن آنها شود.اگر روش بهتر و مؤثرتری برای نگهداشتن راکت تنیس بیاموزید، در ابتدا ممکن است فقط به این دلیل که هنوز به آن عادت ندارید، به نظرتان «اشتباه» و «غیر عادی» بیاید.درباره‌ی اقدامات جبرانی نیز همین مسئله صدق می‌کند. با گذشت زمان، این عبارت‌ها برای شما آسان خواهد شد و می‌توانید آنها را متناسب با روش صحبت و شخصیت خود اصلاح کنید.


بقیه در ادامه مطلب ........................

ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

استرس و عصبانیت در سنین میانسالی و جوانی معمولاً در اثر مشکلات کاری، برنامه شلوغ و پرکار، جنگ و جدل برای برقراری تعادل بین کار و خانواده و برقراری تعادل بین مسئولیت های خانوادگی و شخصیت خود فرد ایجاد می شود.
استرس غالباً در شکل ها و فرم های مختلف ظاهر می شود. یکی از این شکل ها و قالب ها، ناامیدی است؛ زندگی چگونه ادامه خواهد داشت، وضع بچه ها چه خواهد شد، چرا رؤیاهای خیالی دوران جوانی به واقعیت تبدیل نشد اینها از جمله سؤال هایی است که با فکر کردن به آنها ناامیدی در وجود افراد ریشه می دواند.اکثر افراد می خواهند از آنچه که منجر به ناامیدی آنها شده است، سریع بگذرند. اما این اشتباه است، هرگز آن را نادیده نگیرید و سعی کنید بفهمید برای چه و از چه ناامید شده اید، زیرا این آگاهی می تواند تجربیاتی گرانقدر و عالی در اختیار شما قرار دهد.
برای مثال، اگر از رفتار دیگران ناامید شده اید، شاید باید توقعات خود را تغییر دهید یا درباره آنها خوب فکر و آنها را بررسی کنید. یا اگر آرزو داشتید پزشک شوید، ولی نشد و حالا از این مسئله احساس ناامیدی می کنید، شاید زمانش رسیده باشد که شغلی در زمینه سلامت و بهداشت به عنوان شغل دوم برای خود انتخاب کنید تا به رضایت برسید.علت این که افراد نمی خواهند ناامیدی را ریشه یابی کنند این است که آن را در ذهن خود ثابت نگه داشته اند اما باید آن را به حرکت درآورید، ریشه یابی کنید و از آن درس بگیرید.
کارشناسان معتقدند بهترین کار برای ایده آل زندگی کردن این است که گذشته را ببخشید و پشت سر بگذارید، به آینده امیدوار باشید ولی در زمان حال زندگی کنید.سعی کنید امروز برایتان بهتر باشد و فردا را بهترین قرار دهید. هرگز از پیدا کردن دوستان جدید، یاد گرفتن مطالب جدید و فکر کردن به رؤیاهایتان دست برندارید. همین امروز شروع کنید به رؤیاهایتان بیندیشید و برای رسیدن به آن گام اول را بردارید. با این طرز فکر و شیوه رفتاری جایی برای ناامیدی در زندگی شما باقی نمی ماند و اگر هم باشد فضای خیلی خیلی کوچکی خواهد بود که نمی تواند اثرات منفی روی رفتار و سلامت شما بر جای بگذارد.

روزنامه ایران

[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]
حتماً این جمله را شنیده‌اید که ترک عادت موجب مرض است! اما ما به شما می‌گوییم که به این جمله توجه نکنید، چراکه تغییردادن رفتار و عادت‌هایتان امکان پذیر است.شما با برداشتن گام‌هایی کوچک می‌توانید این کاررا شروع کنید.اسفند هم از راه رسیده است و احتمالا در فکر برنامه‌های جدید برای سال جدید هستید.می‌خواهید آنها را دوباره از سربگیرید، اولین چیزی که باید بدانید این است که، تغییرکردن آسان نیست و دومین چیزی که باید بدانید این است که احتمالا شما هیچ ایده جدیدی برای چطورانجام دادن برنامه‌هایتان ندارید.در اینجا چند اصل اولیه برای تغییرکردن با نظرات متخصصین آورده‌ایم:
رفتارهای همیشگی را درهم بشکنید
می خواهید ورزش کنید؟ می‌خواهید مسافت زیادی را قبل از رفتن به محل کارتان بدوید؟
بنابرین احتیاج دارید که یک ساعت زودتر از معمول از خواب بیدارشوید،(البته درابتدا برنامه‌تان را به آرامی شروع کنید) لباس‌های دویدن‌تان را بپوشید، دولیوان آب بنوشید، یک mp3 player یا واکمن با خود ببریدو اول در خانه‌تان تمریناتی انجام دهید که بدنتان را گرم کند سپس بیرون بروید و بدوید، درپایان چند دقیقه‌ای تمریناتی انجام دهید که بدن شما به آرامی سرد شود،بعد ار برگشتن به خانه دوش بگیرید، لباس بپوشید، صبحانه آماده کنید، بخوریدو خانه را به قصد رفتن به کارترک کنید.
نتیجه تغییر رفتاریتان را بسنجید و اگر می‌ترسید شرایط فعلی را ادامه دهید
تغییرکردن یک نوع ترس با خود به همراه می‌آورد، و این ترس ناشناخته ما را مجبورمی کند علی رغم بهترین برنامه وهدف، به رفتارهای قدیمی مان بچسبیم.
تا آنجایی که می‌توانید انرژی مثبت بسازید
برای مثال: جذاب‌ترین مسیری که می‌توانید را برای دویدن تعیین کنید، مسیری که شما را با بعضی مکان‌های دیدنی جذب کند. مطمئن باشید وقتی که شما این کاررا انجام دادید مطمئن باشید که بعد ازدویدن زمانی را لذت خواهید برد واحساس شادمانی می‌کنید.
برداشتن گام‌های کوچک
برداشتن گام‌های کوچک برای تغییر، باعث می‌شود که به سادگی و راحتی کارها را انجام دهید و برای مسائل ومشکلات آماده شوید. برای مثال اقدام به دویدن بیش ازدومایل درروز نکنید. به خودتان زمان بدهید تا این دومایل دویدن برای شما عادی شود. همچنین بخاطرداشته باشید اگرلباس‌های دویدنتان را شب قبل آماده کنید برایتان آسانترخواهد بود که ازخانه بیرون بروید. یا با یک دوست برای دویدن قراری بگذارید تا اگربعضی روزها خواستید بیشتر از معمول بخوابید بازهم دلیلی برای زود بیدارشدن و بیرون زدن ازخانه داشته باشید.
بیشتر یاد بگیرید
بیشتر یاد بگیرید درمورد اینکه چطوردر مسیرتان شگفتی بوجود آورید تا بتوانید ازمسیرخارج نشوید. برای مثال مشخص کنید که چقدرزمان می‌برد وقتی شما نیم مایل می‌دوید و به همین ترتیب چقدریک مایل و چقدردومایل زمان می‌برد.با این کار با خودتان مسابقه بگذارید.
فرار از انگیزه‌های ناگهانی
ساختاری را تهیه کنید که براساس آن از انگیزه‌های ناگهانی و مخرب پیشگیری کند. تمام فعالیت‌هایتان را رده بندی کنید مثلا چه کارهایی برای دستیابی به اهداف‌تان مفید و چه فعالیت‌هایی سد راهتان هستند.
یکی که مفید است را نگه دارید و آنهایی را که ضررشان بیشتر است به کل حذف کنید. برای مثال ممکن است شما یک سری تمرینات گرم کردن بدن درخانه را پیدا کنید و این باعث شود که مانع بیرون رفتن شما ازخانه شود. یا زیاد خوردن باعث شود که شما به سختی ازخانه بیرون روید.
تمرین همیشه سازنده و عالی است
از هر موقعیتی که می‌توانید برای درگیرشدن و متعهد شدن به رفتارجدیدتان استفاده کنید. اگر برای یکی دو روز به خارج از شهر می‌روید وسایل دوندگی‌تان را بردارید ومسیرمناسبی را برای دویدن مسافت مورد نظرپیدا کنید.
رفتارجدیدتان راحمایت کنید
امورجدید بسیارشکننده هستند و اگر حمایت نشوند ناپدید خواهند شد. یک راه برای کمک به خودتان این است که محیط اطرافی را که درآن قراردارید کنترل کنید.اگرفهمیده‌اید که بیدارماندن تا دیروفت باعث می‌شود که بیرون رفتن و دویدن را برای شما سخت شود، برای شما بهتراست که یک ساعتی را دررخت خواب بمانید تا بتوانید راحت‌تر بیدارشده و به بیرون ازخانه بروید.
برای موفقیت‌های کوچک نشانه گیری کنید
متخصصین فهمیده‌اند که برنامه‌ریزی کردن هدف‌های بزرگ، نتیجه‌اش ضعف‌های بزرگ خواهد بود.قبل ازآنکه مایل مورد نظرتان را بدوید مسافتی را با دوی آرام شروع کنید. تنها برای اندکی ترقی مسافتی را به مسیرمعمولتان اضافه کنید و بالاخره مسافت واقعی که می‌توانید بدوید را خواهید فهمید وآن را دوست خواهید داشت.
 
[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

در هر هفته دو روز هست که هیچگاه نباید نگران باشیم، دو روز که نباید در موردشان ترس و تشویش داشته باشیم یکی از آنها، «دیروز» است با همه اشتباهات و غم‌هایش، دلواپسی‌هایش، دردها و رنج‌هایش و خطاها و لغزش‌هایش. «دیروز» برای همیشه گذشته است و خارج از کنترل ماست.
تمام ثروت دنیا قادر به بازگرداندن «دیروز» نیست. ما نمی‌توانیم حتی یک عمل انجام شده کوچک را از بین ببریم یک کلمه گفته شده را نمی‌توانیم پاک کنیم. «دیروز تمام شده است»
روز دیگر که نباید نگرانش باشیم «فردا» است با تمام مبارزاتش، مسئولیت‌ها، امیدها و اعمال نا شناخته اش. «فردا» هم خارج از کنترل ماست.
خورشید فردا با تمام شکوه و جلالش و یا در پشت ماسکی از ابر، طلوع خواهد کردو تا آن موقع هیچ خجالتی برای فردا نداریم چرا که فردا هنوز زاده نشده است.
پس فقط یک روز می‌ماند، "امروز". هرکسی در میدان نبرد یک روز می‌تواند بجنگد. «امروز» امروز زمانی است که مسئولیت‌های دیروز را همراه داریم و فردایی که از بین می‌رویم.. تجارب «امروز» نیست که مردم را دیوانه می‌کند، بلکه افسوس جانگداز از کارهای انجام شده «دیروز» و بیم از اتفاقاتی است که «فردا» ممکن است رخ دهد.
امروز را به بهترین نحو ممکن بساز و فقط یک روز زندگی کن.

[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

انسان موجودی نیازمند است و نیازهایش نقش مهمی در زندگی او ایفا می کند. هر چند نوع نیازها و شدت و ضعف آنها در افراد مختلف، متفاوت است. اما به طور قطع، بعضی از نیازهای بشری در همه افراد مشترک بوده و برای حفظ حیات انسان ضروری است.
«مازلو» فیزیولوژیست مشهور، در تئوری معروف خود، مهمترین نیازهای بشری را به پنج دسته طبقه بندی نموده است که عبارتند از:
1-نیازهای فیزیولوژیک از قبیل: آب، هوا، غذا و...
2-نیاز به ایمنی و امنیت
3-نیاز به عشق و تعلق
4-نیاز به عزت نفس و اعتماد به نفس
5- نیاز به خودشکوفایی و تحقق استعدادهای فردی
مازلو معتقد است این پنج گروه نیازها جزو نیازهای اساسی بشر است که ارضای آن دارای اهمیت و تعیین کننده سطح سلامت است و یا برعکس نشان دهنده درجه بیماری است یعنی اگر فرد بتواند به تمامی این نیازها پاسخ مثبت دهد از سلامت روحی و جسمی برخوردار می باشد و اگر یکی از این نیازهای اساسی ارضا نشود فرد در آن زمینه ناسالم یا بیمار تلقی می شود.
همان طور که «مازلو» مطرح کرده است، عزت نفس جزو نیازهای اساسی بشر و از قویترین نیازهای روحی بشر است و از معیارهای سلامت روانی محسوب می شود؛ زیرا کسی که عزت نفس پایینی دارد، به همان نسبت اعتماد به نفس لازم را برای رسیدن به اهداف خود ندارد و همواره ناامید و پریشان خاطر است.
اعتماد به نفس ناشی از عزت نفس است. فردی با عزت نفس بالا به خود اعتماد داشته و برخوردی مناسب نسبت به خود و دیگران دارد و احساس کفایت و بزرگی می کند و در اجتماع اغلب مورد تایید است. برعکس، کسی که از عزت نفس پایینی برخوردار است اغلب احساس می کند از جانب دیگران طرد شده است، بنابراین منزوی می شود و از ارتباط با دیگران دوری می کند و یا در ناامیدی تلاش می کند تا به خود و دیگران بقبولاند که فرد لایقی است. این گونه افراد معمولا احساس بی لیاقتی و ضعف می کنند و اغلب افسرده و مضطرب هستند. مسلما فردی که مضطرب و افسرده است نمی تواند فعالیت لازم را انجام دهد و به اهداف موردنظر خود نمی رسد و این خود موجب سرخوردگی و افسردگی بیشتر او می شود و در اصل گرفتار یک دام «بی اعتماد به خود» می شود. زیرا درجه اعتماد به نفس، ارتباط مستقیمی با میزان عزت نفس دارد.

 

بقیه در ادامه مطلب ..................


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

گروهی از روانشناسان براین باورند که برای رسیدن به آنچه می‌خواهیم باید قبل از هرچیز، اعتقاد به پیروزی در دسترسی به هدف داشته ‌باشیم

اما آیا به واقع، این نگاه واقع‌گرایانه و دقیق است؟

آنان می‌گویند خواستن، اعتقادداشتن، رسیدن و دریافت‌کردن، سه مرحله ساده اما اساسی برای ایجاد آن چیزی است که خواسته‌اید؛ اگرچه مرحله دوم، یعنی اعتقاد داشتن به آن اتفاق مورد نظر، می‌تواند سخت‌ترین و مهمترین مرحله باشد.
چرا که وقتی شما موفق می‌شوید معتقدات خود را مدیریت کنید، درواقع زندگی‌تان را مدیریت کرده‌اید. این نوع نگاه اهمیت و نقش ذهنیت‌های مثبت را دردست‌یابی به هدف مطرح می‌کند[نقش تصویرهای ذهنی در زندگی]
به عبارتی ما باید با مدیریت اعتقادات خود، همه افکار، اظهارات، واژه‌هایی که بکار می‌بریم و عمل‌مان را -که قبلا با نوعی بی‌‌اعتقادی و عدم اطمینان همراه بود- به سوی اعتماد و اعتقاد به قدرت‌مان برای دست‌یابی به آنچه می‌خواهیم سوق دهیم.
و دراین مسیرهرچه بیشتر راسخ و پایدارباشیم و اجازه ندهیم این بی‌اعتقادی‌ها و ذهنیت‌های منفی، آنچه می‌خواهیم را درهاله‌ای از ابهام و تاریکی فرو برده و پنهان سازد؛ قطعا درچارچوب شفاف‌سازی‌ها و روشن‌بینی‌ها، می‌توانیم مرحله عمده‌ای را برای رسیدن به هدف، پشت سرگذاریم.
اگر توجه کنید ارتباط قابل توجهی بین اساس بیشتر افکار، اظهارات و اعمال شما با میزان اعتقاد‌پذیری و قانون جاذبه وجود دارد که در نهایت جهت‌گیری آنها را سمت و سو می‌بخشد.
این اعتقاد‌پذیری به گونه‌ای است که هیچ شک و تردیدی را در بر ندارد و همچنین به مفهوم چشم‌پوشی از واقعیات جاری و ساری نیست. به عبارت دقیق‌تر، اعتقاد و ایمان به پیروزی، به طور قطعی و غیرمشروط است.
اعتقاد مقوله‌ای است که به دوراز تاثیرپذیری از سایرمسایل، بخصوص آنچه دردنیای خارج اتفاق می‌افتد ثابت و استوار در ذهن‌ها باقی می‌ماند و در عمل نمود می‌یابد.
اما به نظرمی‌رسد یک نکته مهم دراین دیدگاه مورد تاکید قرارنگرفته است؛ اینکه هر اعتقادی بنا به ماهیت، کیفیت و کمیتی که دارد، تلاش خاص خود را می‌طلبد تا به واقع، به ثمرنشیند. و هراعتقادی هراندازه هم که راسخ و جدی باشد اگربا تلاش لازم همراه نباشد به بارنخواهد نشست.

معصومه کیهانی
همشهری آنلاین

[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

1) امروز، من به عقب باز نمی گردم :
اگر کسی خشن است، اگر کسی بد اخلاق است، اگر کسی نامهربان است، من عکس العمل و واکنشی بهش نشان نمی دهم مثل عادات گذشته.
2) امروز از خدا خواهش می کنم که دشمنم را بیامرزد :
اگر با کسی برخورد کردم که رفتارش با من غیر منصفانه و با خشونت است، به آهستگی و بی صدا از خدا می خواهم که آن شخص را مورد آمرزش قرار دهد؛ من می فهمم که دشمن می تواند یک عضو خانواده، یک همسایه، یک همکار و یا یک غریبه باشد.
3) امروز، در مورد چیزهایی که بیان می کنم، محتاط خواهم بود :
احتیاط و دقت در انتخاب کلمات منجر می شود که من شایعات را انتشار ندهم.
4) امروز مسافت اضافی را خواهم پیمود:
امروز راهی پیدا می کنم برای تقسیم کردن مسئولیت های شخص دیگری.
(راهی پیدا می کنم تا مسئولیت های شخص دیگری را تقسیم کنم و بخشی از آن را من به دوش بکشم)
5) امروز فراموش می کنم :
امروز هر آزار و آسیبی که سر راهم قرار می گیرد را فراموش کنم.
6) امروز، کار زیبایی برای کسی انجام خواهم داد :
اما این کار را مخفیانه انجام نخواهم داد.
ناشناسانه، رحمت و برکت را بر زندگی دیگران می گسترانم.
7) امروز متفاوت برخورد می کنم، این راهیه که باعث می شه متفاوت باشم :
قانون طلایی را تمرین خواهم کرد – "با دیگران همان گونه باش که دوست داری آنان با تو باشند." _ با هرکسی که برخورد می کنم.
8) امروز، روح کسی را که دلسرد کرده بودم را بیدار می کنم :
لبخندم، کلماتم، بیانم، پشتیبانم هستند تا بتوانم تغییر بدهم کسی را که با زندگی کشمکش دارد.
9) امروز می خواهم به بدنم رسیدگی کنم :
کمتر غذا می خورم، فقط غذاهای سالم می خورم، خدا را برای بدنی که بهم داده شکر می کنم.
10)امروز، روحانیت و معنویت را در خودم پرورش می دهم :
امروز وقت بیشتری را برای نماز و دعا صرف خواهم کرد. امروز خواندن چیزی معنوی یا الهامی (کتاب آسمانی) را آغاز می کنم و یک مکان آرامی را پیدا خواهم کرد.

سایت دانشجو

[ دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

خانواده بهترین مأمن و شایسته ترین کانون برای تربیت فرزندان است و والدین اولین مربیان این مدرسه بزرگ تربیتی‌اند.اما در عصر حاضر، خانواده با دو رویکرد مخاطره آمیز و متفاوت روبه‌روست که در هر دوی آنها خودنگری، مصلحت خانواده و فرانگری را فدا نموده، و این کانون انس و الفت و مودّت و رحمت را به سراشیبی سقوط نزدیک ساخته است.

 

بقیه مقاله با ذکر منابع آن در ادامه مطلب .......................


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

فرستنده مقاله:مسعود رجایی

معلمان روزانه چیزهایی را تجربه می کنند که متخصصان هنوز نمی دانند. نسخه ساده و راحتی در ارتباط با کمبود هوش در تدریس ویا در منزل وجود ندارد.
ما در اینجا چند مطلب داریم برای آموزش کودکان کم هوش در کلاس درس ، این پیشنهادهای زیر برای معلمان است در هر سنی. چند تایی ازآن برای جوانترها است دیگر کودکان مسن تر در مطلب واحدی مانند ،ساختار، تربیت و یاری رسانی که به همه ی ما مربوط میشود

 

بقیه در ادامه مطلب ...................


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

متاهل هستم . سرگروه و مدرس آموزش و پرورش و دارنده مجوز خدمات کلینیکی به شماره 13103 از سازمان بهزیستی .................................................. مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان