گپ های مشاوره ای
یادمان باشد مشاوره در درجه اول فرایندی پیشگیرانه است و بعد درمان پس سعی کنیم از بروز مسئله جلوگیری کنیم. به ما اعتماد کنید 
گالری تصاویر

مفاهیم

در ابتدای بحث اصلی هیبنوتیزم به تعریف بعضی از مفاهیم اصلی هیبنوتیزم می پردازیم. دانستن تعریف علمی این مفاهیم شما را در پیگیری بهتر موضوع یاری می دهد. هیبنوتیزم : یک تغبیر گذاری ذهنی است که با تغییر در درک، تصویر سازی ، تلقین پذیری وتمرکز همراه بوده و با تلقین پدید می آید. هیبنوتیزم با پدیده هایی چون انفکاک همراه است. هیبنوتیزور : کسی که اقدام به عمل هیبنوتیزم می کند اما بصورت علمی و حرفه ای به کسی هیبنوتیزور می گویند که بتواند 70% از مردم را با استفاده از تکنیکهای مناسب به خلسه فرو برد. سوژه : کسی که تحت عملیات هیبنوتیزم قرار می گیرد به بیان دیگر کسی که عمل هیبنوتیزم و سیر آن را تجربه می کند (نه آنکه الزاماً به خلسه فرو رود.) ضمیرآگاه و ضمیر نا خودآگاه : تعاریف بسیار و در عین غیر جامعی از آْنها در دست داریم. واقعیت این است که بسیاری از مفاهیم براحتی قابل تعریف کردن نیستند. از کسانی که در مورد آگاه و ناخودآگاه بحثهای جالب توجهی ارائه و نقش اساسی ایفا کرده اند فروید جایگاهی ویژه دارد. ضمیر آگاه جایگاه دانسته های معمول ماست. تفکر انتزاعی یا همین فکر استدلالی ما مربوط به ضمیر آگاه ماست. اما ضمیر ناخودآگاه جایگاه عظمیمی است که آروزها، امیال، عواطف، احساسات و آن چیزهایی که فراموش شده، سرکوب گردیده و واپس خورده، به انجا سرازیر می شود. تفکر ضمیر ناخودآگاه قیاسی بوده و از این رو زبان صحبت کردن با ضمیر ناخودآگاه ، با زبان متعارف اندکی تفاوت دانسته و تابع قواعد خاصیت که رعایت آنها باعث بهتر شدن نتیجه های دلخواه می گردد. جزئیات بیشتررا بعداً توضیح خواهم داد. خود هیبنوتیزم : تکنیکی که با آن شخص می تواند خود را به جلسه هیبنوتیزمی فرو برد. توضیح اینکه تکنیک خود هیبنوتیزم نسبت به هیبنوتیزم بسیار ساده تر بوده و طی ساعات محدودی شخص می تواند آن را بیاموزد. مانیتیزم : بنیان آن را به مسمر منتسب می کنند پیروان این تئوری یا مکتب فکری معتقدند که موجودات واجد یک انرژی خاص مغناطیسی هستند که بکمک آن می توانند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارند. این اثر می تواند درمانی نیز باشد. در اینکه این عقاید تا چه حد مبنای علمی دارد با افزایش آگاهیها و اطلاعاتتان ،قضاوت نهایی با شما خواهد بود. قابلیت هیبنوتیزم پذیری : حداکثر عمق خلسه ای که پس ازتجربه چهار تا پنج بار فلسفه هیبنوتزم، شخص بدان دست می یابد قابلیت هیبنوتزم پذیری می گویند. معمولاً هیبنوتیزم پذیری یک شخص خصوصیت ثابتی می باشد ولی به طور شایع دیده می شود که فردی چند بار خلسه هیبنوتیزم را تجربه می کند و فرضاً به حالت سبکی فرو می رود ولی در تجربه ای دیگر فرد خلسه عمیقی را تجربه می کند. در اینجا نباید این را به حساب تغییر خصوصیات روانی می بگذاریم بلکه در ابتدا باید به عوامل شایعتر و موثری نظیر تغییر هیبنوتیزور، شرایط محیطی و انگیزه سوژه برای تجربه هیبنوتیزم و ... فکر کنیم. عمق خلسه : برای عمق خلسه هیبنوتیزم تقسیم بندیهای متعددی ارائه شده است یک تقسیم بندی رایج و عملی این است که خلسه هیبنوتیزم را به شش طبقه مختلف تقسیم می کنند.خلسه سبک 2 خلسه سبک 3 خواب سبک 4 خواب عمیق 5- سومبنابولیسم سبک 6- سومبنامبویسم عمیق. اما درجه بندی مهمتر و علمی تر از این و در عین حال آسان از لحاظ علمی، تقسیم بندی دیویس می باشد. در این تقسیم بندی، خلسه هیبنوتیزم به 30 پله درجه بندی شده است. که خود به 3 پله ده تایی تقسیم شده است. جزئیات آن بماند برای بعد اما فعلاً برای مثال بدانید که فرضاً ریلدکسشن یا وانهادگی عمیق جسمی و روانی در پله پنجم این جدول قرار دارد ویا پدیده کاتالپسی یا پل انسانی که با تلفیق می توان بدن فرد را به حالت سفتی منتشر عضلانی درآورد و یک اسپاسم عمومی برای فرد ایجاد کرد که این سفتی در حدی است یعنی عمقی از خلسه که با بازکردن چشمها نیز حالت خلسه همچنان برقرار مانده و پدیده های عجیب و جالب توجه هیبنوتیزم، جدایی از محیط، تجربه توهمات گوناگون با تلقین و... که اغلب در این عمق از خلسه رخ می دهد شروعش از پله 20 می باشد.

بخش تارخچه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧ ] [ ٩:۱۳ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

ضرورت نیاز به نظریات روان درمانی

هر روان درمانگری در کار خود خواه ناخواه از نظریه خاصی پیروی می‌کند، بطوری که گفته می‌شود استفاده از نظریه‌های علمی در روان درمانی بکار درمان و فرآیند تغییر رفتار و بهبود مشکلات سرعت می‌بخشد و از هدر رفتن نیروها جلوگیری می‌کند. هر مشاور و روان درمانگری باید سرانجام به نقطه نظری متوسل شود. کسب چنین نقطه نظری ممکن است سالها به طول بیانجامد و مستلزم زحمات فراوان باشد.

روان درمانگر علاوه بر دانستن نظریات موجود درباره ساخت شخصیت و تغییر رفتار ، باید پیش فرضهای خودش را درباره ماهیت انسان و فرآیند علم یافتن بداند و نیز به ارزشها و دیدگاههای خودش درباره زندگی خوب و الگوی شخصی که نقشش را کامل ایفا می‌کند، آگاه باشد. وی از طریق این آگاهیها نظام واحدی برای خود بوجود می‌آورد که در موقعیت خاص او بکارگیری آن برایش راحت‌تر و موثرتر است. بطور کلی پایه و اساس کاربرد علمی روان درمانی و مشاوره همان نظریه‌ای است که بر اساس تجارب مشاوره‌ای و مطالعات تجربی تدوین شده است. بر این اساس روان درمانگری موفق‌تر و کارآمدتر است که هم از نظریات علمی معتبر آگاهی دارد و هم در بکار بستن آنها تجربه کسب کرده است.

انواع نظریات روان درمانی

نظریات متعددی در روان درمانی ارائه گردیده است که بین آنها تفاوتهایی از لحاظ این که چه اعتقادی نسبت به شخصیت ، ماهیت انسان و مفهوم اضطراب و بیماری روانی دارند، دیده می‌شود و بر اساس این مفاهیم بنیادی در فرآیند روان درمانی ، شیوه‌ها ، اصول و تکنیکهای مختلفی نیز ارائه می‌کنند. مهمترین نظریات روان درمانی به قرار زیر است:
برای بقیه مطالب روی ادامه کلید کنید


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

مطالب زیر همگی به جامعه ، خانواده و برداشت فرد از زندگی بستگی دارد .

 

 

عقده شهرت :

عقده ای است که در افرادی که به گونه ای شکست خورده اند دیده

 

می شود اینگونه افراد که مدتی مظلوم بوده اند می خواهند به اطرافیانشان ثابت کنند که می توانند مؤفق شوند و به دنبال شهرت می روند و دیگر سعی می کنند مورد ظلم قرار نگیرند یا به دفاع از افرادی که در حقشان ظلم شده و مثل خودشان بوده اند بر می خیزند . این افراد در جنبه مثبت کار می کنند و برای جامعه خطرناک نمی با شند .

 

 

عقده شهوت :

این عقده در افرادی دیده می شود که مدتی به دلیل درس و .... از جنس مخالف دور بوده اند وبه ناگاه به طرف جنس مخالف کشیده می شوند و به صورت افسار گسیخته سعی  در ارضای روابط خود به صورت روابط نامشروع دارند ( زنا ) اینگونه افراد پس از مدتی طرز تفکر منطقی خود را از دست می دهند تمام فکرشان شهوانی است در صورتیکه در خلوت خود افکار خود را نیز قبول ندارند . این افراد اگر در سنین پایین درمان نشوند برای افراد جنس مخالف خود خطرناک تلقی می شوند . و این کارشان برای جامعه نیز خطرناک می باشد .

 

اینگونه افراد فقط امیال شهوانی برایشان مهم است و دیگر بعد از مدتی عقل واحساسشان تابع شهوتشان می شود .

 

 

عقده انتقام :

عقده ای است در افرادی که تحت سلطه و ستم کسانیکه عقده شهوت داشتند  قرار گرفته ا ند و به قصد انتقام از این جنس و این گروه به خود تخریبگری و تن فروشی یا انتقام از امثال آنان می پردازند ( مرد ان و زنان ) این عقده نیز جنبه تخریبگری دارد و برای جامعه و مردمش خطرناک است .

 

مثلأ کسی که شکست عشقی خورده کسی دیگر را شکست می دهد . یا به  تن فروشی رو می آورد یا کسی که ایدز گرفته افراد جامعه ای که در بیماریش مقصر بوده اند انتقام می گیرد.

 

 

عقده خود کم بینی و حسادت :

فردی که دچار عدم اعتماد به نفس است و در خود کمبودهایی

 

 می بیند و قادر به ارتباط برقرار کردن با دیگران نیست به مسخره کردن دیگران می پردازد مثلأ کسی که خوب نمی تواند صحبت کند کسی را که مشهور است و محبوبیت دارد مسخره می کند .

 

 

عقده آلتی

: عقده ی است که در دخترانی که شکست عشقی خورده اند یا مردان زندگیشان خوب نبوده اند  دیده می شود آنها خواهان آن هستند که پسر باشند و به همجنسان کنونی خود ثا بت کنند که پسر خوب هم می توان بود و زندگی خوب فقط در داشتن امیال و ارضای جنسی نیست . یا بر اثر تبعیضاتی که در جامعه وجود دارد یا تفا وتی که در خانواده بین دوجنس می گذارند دوست دارد که جای  جنس مخالف خود باشد  . این  عقده در مردان به گونه ای است که دوست دارند( در خلوت خود )  جای جنس مخالف خود قرار بگیرند و از اینکه 1- نتوانند شوهر خوبی  از نظر جنسی  برای همسرانشان باشند هراس دارند و آرزوی زن بودن می کنند 2- و.....

 

هراس  باروری :

دخترانی که تجربه دوستی (عشقی ) نامؤفق داشته اند از پسران

 

 می ترسند و دوست ندارند فرزندی به دنیا بیاورند بنابراین از ازدواج و باروری و زاییدن  به خصوص آوردن فرزند پسرهراس دارند . چون اشکالات رفتاری فرزندان را در تربیت نادرست از طرف مادر می دانند . بنابراین از باروری هراس دارند و از ازدواج  می ترسند .

 

 

 نظریه فرزند بر عکس والدین : اگر فرزندی رفتاری از پدر و مادرش را نپسندد رفتاری برعکس آن را در زندگی بر می گزیند .  بیشتر دخترانی که مادران مهربانی داشتند دوست ندارند مثل مادرشان به فرزندانشان وابسته باشند و  بیشتر دخترانی که مادرانی سرد داشته اند نسبت به فرزندانشان گرم رفتار می کنند . واین رفتار فرزندان  به نحوه  نتیجه گیری آنها از رفتار والدینشان بستگی دارد .

 

 

همجنس بازی : 

علت همجنس بازی شکستهای عشقی متعددی است که  سلامت روانی و جسمی فرد  بعد از مدتی به خطر می افتد و فرد اگر از نظر حسی لمسی باشد به سکس با همجنس خوانده می شود که زیادی این امر باعث سرد مزاجی فرد از جنس مخالف و تنفر از غیر همجنس

 

 می شود .

 

 

خودشیفتگی : 1-

افرادی که از جانب دیگران تجلیل می شوند  بعد از مدتی خودشیفته می شوند و حتی رفتارهای بد خود را درست می دانند .

 

2- افرادی که از جا نب دیگران تجلیل نمی شوند برای اینکه به خود پاداش درونی دهند از خود تعریف می کنند به صورت اغراق آمیز  و خودشیفته می شوند .

 

 

دلیل ادامه ی رفتار نادرست افراد : 

ما در ایران یاد گرفته ایم وقتی کسی را دوست داریم حتی اگر در حق ما بدی کرد از او تعریف کنیم و ناراحتش نکنیم اما بهترین راه برای اینکه یک فرد رشد معقول و منطقی اش را طی کند آن است که رفتارهای بدی که از طرف  صورت می گیرد و ما را ناراحت می کند به او گوشزد کنیم . چون اگر اینکار را نکنیم باعث خودشیفتگی فرد و در خود فنا شدن او می شویم و در حق خود و دیگران ظلم کرده ایم و او به کارهای بد خود ادامه خواهد داد .

 

شاد بودن و زندگی معقول هر شخص در پناه دوست داشتن  خود اوست از طریق اهمیت دادن معقول به خودش نه از طریق اطاعت و به استثمار کشیدن خود از طرف دیگران می باشد . 

 

 

انسانهای خودشکوفا : 

انسانهایی کمک رسان به مردم که فقط به نیازهای فیزیولوژیکی  و جنبه مادی  توجه نکرده جنبه معنوی امور را هم در نظر می گیرند در بین آدمهای تحصیلکرده و غیر تحصیلکرده به یک میزان دیده می شوند و هدفشان از زندگی کمک به دیگران و  جامعه می باشد و دید مردم را نسبت به خود و شغلشان  دوست دارند مثبت نگاه دارند با دید وسیع و باز به امور می نگرند .

 

انسانها بر اساس موقعیت گهگداری آزار دیگران را تحمل میکنند اما بعد از مدتی صفت بد که پنهان بوده با دیدن آدمهای بد که بستگی به تحمل فرد دارد بروز می کند  خود به آزار دیگران

 

 

 می پردازند و خود نیز دیگر آزار می شوند نسبت به کسانی این رفتار ظاهر می شود که  به او زور گفته اند یا قصد فریبش را دارند . در کسانیکه نسبت بهره هوشی پا یین دارند و... عقده انتقام نسبت به همه ی افراد ظاهر می شود اما در افراد که بهترند نسبت به کسانیکه او را به بازی

 

 

گرفته اند یا قصد فریبش را داشته اند ظاهر می شود .  یا در حد کمال این صفات بد از بین رفته  به عقده شهرت و برتری طلبی نمایان می شود .  

 

 

با تشکر از عزیزانی که  من را  با کمال صداقت با گفته ها و نظراتشان یاری کردند .

 

 

محقق و نویسنده : ترمه _م

 

 

هرگونه برداشت بدون اجازه نویسنده پیگرد قانونی دارد .           

[ جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧ ] [ ٦:٥٦ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری

گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری نظیر فروید1 و لورنز2 معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. این دومعتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم و فشرده می شود و سرانجام نیاز به تخلیه پیدا می کند. به نظر لورنز اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلا در طرق ورزش ها و بازیها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت. در غیر اینصورت به گونه ای تخلیه میشود که مخرب خواهد بود و ممکن است اعمالی از قبیل قتل، ضرب و شتم ، تخریب و نظایر آن را در برداشته باشد. از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی در فعالیت است، یعنی همچنان که غریزه زندگی مارا در جهت ارضای نیازها و حفظ هدایت میکند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری می کوشد به نابود کردن و تخریب کردن بپردازد این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود می کند و از بین میبرد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری و تخریب خود قرار دهد به جانب خود متوجه شده و به صورت خودآزاری و خود کشی جلوه گر می شود، بنابراین از نظر وی پرخاشگری حالتی مخرب و منفی دارد.(اکبری سال 1381-ص 191).

برای مشاهده کل مطلب روی ادامه کلید کنید


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧ ] [ ٦:٤٤ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]

چهار فرضیه‌ی اصلی قلب این نظریه را تشکیل می‌دهند:‌


‌1)افراد را می‌توان در یکی از شش تیپ، واقع‌گرا،
معنوی، هنری، اجتماعی، متهور، و قراردادی طبقه‌بندی کرد.


‌2) محیط‌ها را می‌توان در یکی از شش مدل، واقع‌گرایانه، جستجوگرایانه، هنری، اجتماعی، متهورانه و قراردادی طبقه‌بندی نمود. هر محیطی تحت تسلط یک تیپ شخصیتی قرار دارد و هر محیط نمونه‌ای از وضع فیزیکی خاص است که دارای شرایط و امکان‌های مخصوص به خود است. مثلاً محیط‌های اجتماعی تحت تسلط افراد اجتماعی قرار دارند. وضعیت فیزیکی آن وجود افرادی است که در تعامل با یکدیگرند و شرایط و امکان‌های مخصوص به آن از طریق روابط بین فردی تحقق می‌پذیرد.‌

‌3) افراد به دنبال محیط‌هایی هستند که بتوانند مهارت‌ها و توانایی‌های خود را به کار اندازند. نگرش‌ها و ارزش‌های خود را نشان دهند و مسائل قابل قبول و نقش‌های مطابق با آن را به عهده گیرند. تیپ‌های اجتماعی به دنبال محیط‌های اجتماعی و تیپ‌های قراردادی به دنبال محیط‌های قراردادی هستند.‌

‌4) رفتار به وسیله‌ی تعامل بین شخصیت و محیط تعیین می‌گردد. اگر تیپ شخصیتی یک فرد و الگوی محیطی او مشخص باشد، می‌توان به پیش‌بینی برخی از نتایج این گونه جورشدن‌ها پرداخت. این گونه نتایج می‌تواند مربوط به انتخاب رشته‌ی تحصیلی، انتخاب شغل و غیره باشد.‌

برای مشاهده  کل مطلب روی ادامه کلید کنید


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ امیر حسین عتیقه چی ( آرش ) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجری و مدرس دوره های متعددی چون کارگاه های آموزشی ازدواج ، روابط زوجین ، مهارتهای زندگی ، PME ، درگیری های زوجین ،‌پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، پیشگری از مواد مخدر ، بهداشت روان ،مهارتهای شغلی و حرفه ای ، آزمون های روانشناختی و . . . ! ................................................ همکاری های گوناگون با بهزیستی ، شبکه بهداشت و درمان ، دانشگاه ، آموزش و پرورش ، اداره زندان ها ، نیروی انتظامی ، موسسات NGO ،‌گروه های NA و . . . ! ................................................. عاشق مشاورم و اعتقاد دارم روزی مشاور عضوی از خانواده همه انسانها خواهد شد. شما می توانید ذهنیت های خود را توسط ابزار ارتباط با ما به صورت خصوصی ارسال نمائید
امکانات وب
تماس با ما
ایران رمان